کتاب دختر آقای خوشبین

اثر یودورا ولتی از انتشارات ایجاز - مترجم: شیوا قدمی-جدید ترین کتاب ها

يك پرستار در را برايشان باز نگه داشت. اول قاضی مك كلوا و پشت سرش دخترش لاورل و سپس همسرش فی وارد شدند. به سمت اتاقی بدون پنجره قدم برداشتند، جايی كه دكتر آزمايش‌هايش را انجام می‌داد. قاضی مك كلوا بلند قد بود، سنگين وزن و هفتاد و يك ساله، عادت داشت عينكش را با بند عينك بيندازد، ولی حالا آن را در دستانش نگه داشته بود. روی صندلی بلند دكتر كه مثل تخت پادشاهی بود نشست، در حالی كه دخترش لاورل و همسرش فی در دو طرفش نشسته بودند.


خرید کتاب دختر آقای خوشبین
جستجوی کتاب دختر آقای خوشبین در گودریدز

معرفی کتاب دختر آقای خوشبین از نگاه کاربران
** هشدار اسپویلر ** لورل مککلوا دست، تنها دختر، به خانه به جنوب از شیکاگو می رود، زیرا پدرش، قاضی مککلوا، به او گفت که او برای مشکالت چشم مشغول به کار است. بیماریهای او هم شروع می شود که در نهایت منجر به مرگ او می شود. او می آموزد که شبکیه او تضعیف شده است، که نیاز به عملیات و بازیابی است که نیاز به سکوت دارد. همسر جوان او، فای، علیه این عملیات است و در عین حال رنج را به خاطر میگذارد که «چیزی به او میرسد» نه قاضی. در نهایت، قاضی می میرد و در حالی که با دوستانش و دوستانش از جوانانش و همسرش خودخواه و دروغگو برخورد می کند، متوجه می شود که او در گذشته بیش از حد سهام گذاری کرده است، که می تواند بیشتر در او انجام دهد فامیل گذشته پس از گفتن فای که او قدرت این گذشته ندارد، به خودش عجله دارد: \"گذشته برای بازجویی یا آسیب رساندن بیشتر از پدر در تابوت او باز نیست. گذشته مانند او، غیر قابل نفوذ است، و هرگز نمی تواند بیدار شود. این حافظه ای است که در آن سمبولیست است. این در زخم هایش از سراسر جهان باز خواهد گشت. . . تقاضای اشک های حقوقی آن و بعدا \"خاطره\" در مالکیت اولیه زندگی نمی کند، بلکه در دست آزاد، عفو و آزادی و در قلب است که می تواند خالی باشد، اما دوباره پر می شود (179). کوتاه و به نقطه ای، کتاب خنک است ، مشاهده و احترام به شخصیت ها حتی مانند فای و خانواده ی ناراحت کننده اش که در مراسم خاکسپاری قاضی مککلوز به طور ناشناس اعلام می شود. ولتی استاد در ایجاد یک راوی است که بدون تعصب نیست، اما کسی که در ارزیابی خود منصفانه است. قضاوت او خیلی آرام است، می توان آن را از دست داد.

مشاهده لینک اصلی
این یک رمان کوچک است، سریع خواندن اما کند به هضم. این خواننده را کمی باقی می گذارد که این همه وجود دارد؟ و همچنین این احساس که ظرافت ها و عمق آن ها تنها درک شده اند. آن را با آنچه به نظر می رسد عمل چشم چشم انداز پدر و مادر خانواده است، اما به سرعت تبدیل به یک صحنه مرگبار طنز تیز وجود دارد، و نه سیاه و سفید، در تصاویر خانم دالیزل کنار تخت نشسته با Archie لی - اما به ویژه از فای، زن جوان بسیار قاضی McKelva وجود دارد. پاسخ او به شوهرش مرگ عمدتا در راستای خطوط @ من نیست که ببینم چرا این اتفاق برای من رخ داده است. لورل تنها دختر میانسال است که @ home @ را به Mount Salus، می سی سی پی می فرستد تا پدرش را دفن کند - و همچنین خاطرات جمعی از گذشته. او خانه ای را که توسط همسایگان و دوستان قدیمی اش (که هنوز نام خود را «برادرزاده ها» نامیده اند) پیدا می کند، اما از آثار نامادری جدیدش ناراحت است. تخت زناشویی خرد شده، پانل نان خراب شده، پاشیدن ناخن لهستانی بر روی میز پدرش: حضور فریبنده بی دقتی واقعیت کنونی سخت است. لورل گناه یک کودک تنها را که به دور از جایی حرکت کرده است، خنثی می کند، به این ترتیب پدر پدر سالخورده خود را به دستگاه های خود و سایر افراد دیگر می دهد. اگر چه این یک رمان بیوگرافی نیست، مقدمه توضیح می دهد چگونه ولت از بسیاری از جزئیات مهم گذشته خود استفاده کرد تا این تحقیق را در مورد مرگ یک والد انجام دهد.

مشاهده لینک اصلی
من این را دوست داشتم آن را از یک کمدی از رفتارها به مراقبه در زندگی و مرگ و میل و اجداد ما تمایل به برقراری ارتباط نقل مکان کرد. این به من خیلی جالب بود ... Joyces @ Dead @ تا ... این را بدانید که این چیزی است که به شما مربوط است. دو افکار - یکی مربوط به کتاب، یکی نیست، واقعا. یکی: عجیب و غریب برای خواندن، برای شرکت در، ادبیات جنوبی بدون آگاهی از تاریخ جنوب. همیشه وجود دارد twinge. فاکنرها مانند فریادها و نگرانی و خشم و شرم و آرزو، فریادها و نگرانیهای خود را از بین میبرند. من تصور آن کمی شبیه به ادبیات پس از جنگ آلمان است. باید تصدیق برخی از تاریخ را داشته باشیم، آیا وجود دارد؟ یا آیا وجود دارد؟ چیزی که برای جویدن است. ثانیا، و کاملا با این کتاب ارتباطی ندارد: من آن را در کار خواندید و کسی پرسید: \"شما مانند Eudora Welty را دوست دارید؟\" و آن را به یاد فیلم \"آموزش ریتا\" در جایی که یک استاد در سراسر ریتا می خواند، Ferlinghetti را خواند و از او می پرسد: \"شما مانند Ferlinghetti هستید؟\" و او باید خودش را از گفتن \"Only\" زمانی که با پنیر Parmesan خدمت کرده بود را متوقف کند @ و پاسخ نمی دهد @ Not familiar with poets @. بنابراین من گفتم: \"من واقعا با کار او آشنا نیستم، من باید بگویم @ و در داخل من گیج بودم.

مشاهده لینک اصلی
من فقط برگ پرواز را به این کتاب می نویسم تا ببینم آیا می توانم نقطه شروع برای بررسی من را بگویم؟ این را آسان به ستایش Eudora والت به عنوان رابرت پین وارن نوشته است، اما آسان نیست که تجزیه و تحلیل عناصر در او کار می کند که آن را آسان و لذت بردن از لذت عمیق ستایش @ من فکر می کنم گفت: آقای وارن نقطه در آن است. من می دانم که چرا این کتاب را دوست داشتم، اما عجیب به نظر نمی رسد. شاید این شیوه شخصی است که داستان گفته می شود، همانطور که ما تماشا و گوش دادن به دوستان اصلی شخصیت ها را نداریم که در واقع آنها با آنها صحبت می کنند. فقط باید یک نقل قول را برای خودم به خاطر بسپارم چرا وقتی به بررسی هایم نگاه می کنم. لورل فکر می کرد چه اتفاقی برای مرگ افتاده است، همانطور که او در حال حاضر به باران های شتابدهنده روی سقف گوش می دهد: به دنبال اثبات چیزی است که ما می توانیم زمانی که دیگر نمی توانیم احساس راحتی می کنیم، راحت باشیم - چیزی که ناتوان نگه داشتن آن است از اثبات بودن: پایداری حافظه، هوشیاری در برابر آسیب، اعتماد به نفس، امید خوب و اعتماد به یکدیگر است. با تشکر از شما خانم ولتی برای نشان دادن نگفتن ..... Oooh و thats O برای چالش AZ من. بنابراین همه در حال حاضر انجام می شود.

مشاهده لینک اصلی
این یک کتاب چالش برانگیز برای خواندن بود، بخشی به دلیل موضوع و بخشی به دلیل سبک نوشتن؛ داستان به آرامی باز می شود، و هیچ لحظه های بزرگ یا آیات وجود ندارد. این یک مطالعه ی منحصر به فرد از مرگ و ظرافت های روابط انسانی است. کتاب به من خیلی چیزهای زیادی در مورد آن فکر کرده، اما در نهایت من آن را ناراحت نکردم. هیچکدام از کاراکترهای کتاب واقعا همدردی یا علاقه من را به دست نیاورده بودند، به احتمال زیاد به این دلیل که به غیر از لورل، همه آنها کاملا یک بعدی بودند - اساسا پنجره پوشیدن برای داستان. لورل خود را تا حد زیادی غیرقابل انکار است و به خصوص دوست داشتنی نیست. مطمئنا برای شخصیت اصلی قابل احترام نیست، اما کتابی با شخصیت غیرمعمول باید به شیوه های دیگر بسیار قوی باشد، و این کتاب برای من کوتاه است. به طور معمول، دختر خوش تیپ به عنوان یک داستان کوتاه که بعدا گسترش یافت، آغاز شد. به یک رمان؛ من تعجب می کنم که آیا ممکن است به عنوان یک داستان کوتاه بهتر شده باشد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دختر آقای خوشبین


 کتاب ما اینجا زندگی می کنیم
 کتاب من او را دوست داشتم
 کتاب جزیره کامینو
 کتاب لانه کاغذی
 کتاب تلماسه
 کتاب بی نهایت بلند و به غایت نزدیک