کتاب ساعت های استخوانی

اثر دیوید میچل از انتشارات کتابسرای تندیس - مترجم: نادر قبله ای-جدید ترین کتاب ها

ديويد ميچل، جادوگر سخنور داستان‌های به‌ هم پيوسته، بی‌‌باک در آميختن ژانرهای گوناگون و استاد نثرنويسی صاحب سبکی که امروزه يکی از صداهای مهم نسل خودش در ادبيات شده، رمان هيپنوتيزم‌کننده‌اش، «ساعت‌های استخوانی»، را با ابتکارات و لطافت طبع بسياری نوشته اين کتاب، مجذوب‌کننده‌ترين داستانی است که تا حالا گفته شده. «ساعت‌های استخوانی»، که غنی از شخصيت‌ها و قلمروهای ممکن است، رمانی رنگارنگ است که از خواننده‌اش می‌خواهد مثل جورچينی از هم باز شود و دوباره سر هم شود، و توسط نويسنده‌ای نگاشته شده که واشنگتون‌پست او را نويسنده‌ای ناميده که «آينده‌ی رمان را به ما نشان می‌دهد»؛


خرید کتاب ساعت های استخوانی
جستجوی کتاب ساعت های استخوانی در گودریدز

معرفی کتاب ساعت های استخوانی از نگاه کاربران
[UPDATE 10.16] در اینجا بررسی که این کتاب سزاوار است: لطفا این را بخوانید و نه من. بررسی من ارزش مطالعه نیست. ----------------------------------- من یک ملکه درام هستم این همه برنامه ریزی شده است: من تصور بازگشت رسمی به goodreads، جایی که من شوک توده ها با انتقاد وحشتناک و ترسناک از یکی از نویسندگان مورد علاقه من، و جامعه goodreads همه درگیر هستند. @ چه اتفاق افتاده به او @Didnt او فقط عاشق دیوید میچل @ @ او نمی شود تعطیل در مورد او! @ و پس از آن انبوه مهاجران از چوب کار افزایش می یابد، من را از خانه من پاره، و من به سهام به من متصل این چوبها را به آتش بکشید، گریه کنید،Traitor! خائن! معبد چه چیزی در مورد میچل، ارباب ماست؟ خدای من! @ و آدم به سختی و افتخار می گوید، شهید را به خاطر علت می کشند. چه حیله گری دیوید فاستر والاس، چه کسی بود، گفت که مردم تقریبا به اندازه شما فکر می کنند دیگران در مورد شما فکر می کنند؟ چیز جالبی است که دیوید میچل، از بسیاری جهات، قبلا کتاب خود را بررسی کرده است. شعرهای خود را به صفحه 291 برگردانید: @ در روزهای سالاد من در کمبریج، من به یک حماسه دفاع از افتخار شاهکار اولیه Hersheys Desiccated Embryos و تا به امروز من زخم در گوش من به عنوان نشان افتخار است. . . برای Duplicate Echo Must Die نوزادان، سوپراستار، وحشیانه؛ توهین به نوزادان، فتحالقلی و ارواح به طور یکسان خواهد بود. . . پس چرا اکو باید چنین خزه ای را تجزیه کند؟ یکی: هرشی خیلی خسته به نظر می رسد که کلیشه را از بین ببرد، زیرا هر جمله ای به عنوان یک خبرنگار آمریکایی شکنجه شده است. دو: Subplot فانتزی به شدت با تظاهرات کتابهای State of the World مخالف است، من نمیتوانم تحمل کنم. سه: چه گواهی Surer وجود دارد که آبخوانهای خلاق خشک هستند که نویسندگانی را ایجاد می کنند که شخصیت نویسندگی هستند؟ من نمی خواهم تا آنجا که هستم، اما منتقد داستانی Mitchells نقطه ای دارد. Self-referral self-deprecation بسیار passà ©، تا 2004. این اطلس ابر چیست؟ درست است که طرح فانتزی در Clone Bones به داستان های دیگر ختم می شود و این یک تغییر جنجالی است که رمان را از بین می برد. آن را من را از واقعیت است که میچل تلاش می کند برای ایجاد چنین سخت است. و بیشتر آن به دلیل این واقعیت است که رمان های فانتزی بر زبان خود، اصطلاحات اختراع، تک خطی جدی و انعطاف پذیری قرار می گیرند، که همه آن ها در یک رمان فانتزی دقیق، به تنهایی یک رمان است که می خواهد هر نوع ژانر باشد (و در کتاب من چیزی بدی نیست؛ چیزی که میچل نویسنده آن را ساخته است، اما به نظر می رسد خیلی دشوار است که فانتزی را در این حلقه ژانر پرتقال پرتاب کنید.) علاوه بر این، فانتزی @ sub plot @ در واقع طرح اصلی است در ساعتهای استخوان با این حال، این طرح تقریبا 50 صفحه در یک زمان کاهش یافته است. نوشتن، در حالی که قطعا دوست داشتنی، از طریق بسیاری از رمان احساس بی هدف می کند. ما از طریق عبارات بزرگ پروسۀ زیبایی که جزئیات حیوانات غمگین و ناامید کننده جنسی را به تصویر می کشد، فقط برای یافتن راه برگشت به یک طرح فانتزی عجیب و غریب و خفیف است. و چندین بار، میچل در مورد برخی از رویدادهای پرطرفدار که نیاز به توضیح دارند، نادیده گرفته می شود، که شخصیت ها (نادیده گرفتن طرح گرانبها در پشت آن همه) نمیتوانند درک کنند. تمام اینها در نیمه عرفانی، متافیزیک عصر جدید، موراکامی در بدترین حالت اوست. هنگامی که زمین طرح می کند و میچل مکانیسم پشت اسرار را توضیح می دهد، 450 صفحه خوب در رمان بود. چنین جاهایی از متن وجود دارد که بدون توضیح وجود دارد که من موفق به پیدا کردن آن جالب، مهم و یا قابل توجه است. من اشتباه نکنید، این است که هنوز D. Mitch، و شخص می تواند یک عبارت تبدیل مانند آن هیچ کسب و کار، اما ساختار بیشتر برای مهار رضایت از لذت است که آن را به منظور ارتقاء نوشتن است. کتاب هایی که خیلی زود و یا ناپایدار به نظر می رسند، و شاید این چیزی است که دوست ندارم از Cloud Atlas لذت ببرم و اکنون به نظر من عادلانه است. من فقط شماره Number9Dream را می بینم و در روزهای خوب نوئل دلتنگی می گوییم که من بدون هیچ مشکلی در پای من بت پرست می شوم. شاید پس از آن بچه های لعنتی از چمن من خارج می شوند

مشاهده لینک اصلی
جیمز وود عزیز، نویسنده ها را بخاطر دلایل مختلف خواند و دوست داشت. من آلبر کامو را خوانده ام و من خواندن لوک بوریس را دارم. من میلان کوندرا را خواندم و من مالکوم لوری را خوانده ام. من ریچارد فورد را خوانده ام و من دوریس لسینگ را خوانده ام. من لورنس دورل را می خوانم و سول بول را می خوانم. من سموئل بکت را خواندم و من جیم هریسون را خوانده ام. من امیلی برونته را خوانده ام و میشل تورونی را خوانده ام. هدایای خیره کننده دیوید میچلز از کارل اوو کناوسگارد نیست، اما من به آنها به طور مساوی در ساخت زندگی ام به آنها نیاز دارم. آنها کیفیت های مختلفی را به چشم انداز ادبی می رسانند، آنها زمینه های مختلف مغز را روشن می کنند. شما نمیتوانید این را بدانید که یکی از اینها برتر از دیگری است بدون اینکه به یک دامنه ی خاصی از نخبه گرایی برسد که ما مطمئنا بدون امروز می توانیم انجام دهیم. @ Bones Clocks @ نه تنها داستان سرایی فوق العاده و جذاب است، بلکه در مورد شرایط انسانی تعلیق کافر معنای نابود نمی کند من این رمان را در بخش های بسیار عمیق یافتم، یک نامه عشق به خانواده، یک عادت به تخیل، هشدار وحشتناکی برای بشریت در مورد پنجاه سال آینده. من منتقل شدم، نفوذ و نقل مکان کرد. از چه زمانی این عواطف دومین نرخ بود؟

مشاهده لینک اصلی
برای شروع یک سفر، سفر دیگری باید به پایان برسد، نوعی از آن است\nDà © Jà -vu شما واقعی است (یا شاید شما پیش فرض). بله، شما قبلا چیزی از این نوع دیده اید. شش داستان متصل شده در اولین شخص گفته شده است، برای ایجاد یک رمان، که همانند حلقه های باران در آب - و یا شاید دیواره هایی از یک پیچ و تاب متمرکز که منجر به مرکز گریزان می شود - از یک موضوع مرکزی مرکزی ایجاد می شود. شما آن را از دیوید میچل نه چندان دور از آن در Cloud Atlas به دست آورد. این بار دیگر در ساعتهای استخوان دیده می شود - اما کمتر جادوگر، ساده تر، کمی انعطاف پذیرتر و کمی بیشتر بازیگوش است. موضوع اصلی در این زمان به نظر می رسد مرگ و میر است (ساعتهای استخوان معین فقط ما، مردم، بی رحمانه نشانه ها از گذر زمان در چهره و بدن ما) و قدرت و طول به خوبی برای این هدف گریزان است. اما سنگ بنای رمان با هم، این موضوع به اندازه کافی نیست، بلکه زندگی یک شخصیت که دیدگاه آن کتاب را شروع می کند و به پایان می رسد. تمام عناصر دیگر کنار یکدیگر، Clock Bone واقعا داستان هالی سایکس است که از طریق چشم های شخصیت های مختلف بیش از 60 سال یا بیشتر دیده می شود. هالی چسبنده ای است که شش پیوندهای متصل و روایت عامیانه گسترده را با هم ادغام می کند و شش نوئل را در یک داستان کاملا یکسانی از یک شخص برگزار می کند، البته از دیدگاه های مختلف و زوایای مختلف. هالی در 15 سالگی، اولین عارضه صدمه دیده است در 20 سالگی خود در سوئیس، زندگی یک شخص دیگر را مانند یک شهاب سنگ روشن می کند؛ در 30 سالگی او با یک کودک و یک شریک که به نظر می رسد با شغل خود ازدواج کرده است؛ در 40 سالگی او، به زندگی یک شخصیت تبهکار کمتر از قابل تحسین یک نویسنده دست زده است؛ در 50 سالگی خود در وسط ظاهرا حماسی ترین نبرد همه؛ و در 70 سالگی او، در ایرلند پس از آخرالزمان پس از تکنولوژی زندگی می کند. â € œBeing متولد جهنم از lottery.â €\nدر حال اجرا از طریق Hollys یک موضوع عرفانی از حوادث عجیب و غریب، پیش بینی و مسواک زدن از زمان به زمان با Horologists و Anchorites - دو نوع جاودان درگیر خود را در آغوش دائمی جنگ. به نظر من این ژانر غیرمنتظره با فانتزی ترکیب شده است - یا همانطور که همکاران خطاطی ما این را می نامند، داستان های احتمالی (بله، مارگارت اتوود، من شما را کنار می گذارم) برای جلوگیری از برچسب سبک که با آن ناراحت کننده می مانند - چه چیزی است هر دوی اینها چندین منتقد را غافلگیر کرده و فرو ریخت. با این حال، با این حال، داشتن یک دستۀ افتخار قدیمی در تمام این موارد ژانر / فانتزی / علمی تخیلی، به طرز شگفت انگیزی و پافشاری می کند و می گوید - Puh-lease. با این حال، تا آنجا که این طرفدار طرفدار فانتزی آن را تحمل می کند، از عناصر فوق العاده است که داستان را تضعیف کرده است. در مقایسه با نقاط دیگر که در آن فقط یک پیشنهاد مضحک جادویی برای رئالیستی جادویی مناسب بود برای تزریق فضای رمان با یک مقدار مناسب از زیبایی ماندگاری ناخوشایند، سفر مستقیم به قلمرو فراموشی، غول Mitchells نبود، بلکه منجر به سطح تقریبا جوان بالغ از سادگی ناگهانی grating ساده و نه غیر مبهم خوب و در مقابل عصبانیت روانی منجر به پیش بینی مانند پیچ ​​و خم های جادویی پیش بینی شده است. در طول کل بخش مارینوس آرزو داشتم که قیچی سرمقاله بی رحمانه این فصل را به درستی از بین برده است، و به جای آن، ما را با یک زیردریایی ظریف دیگر از مرموز کنار گذاشته است. ¹ در حالی که در موضوع بلوک سربرگ سرخپوشان بودم، آرزو می کنم که قیچی های بی رحم و یا قلم های استعاره ای قرمز نیز از طریق بخش Crispin Hershey بیش از حد محکم به نظر برسند. تنها می تواند بسیار جیغ کشیدن را برانگیزد، نگاه کنید که چقدر هوشمندانه! نگاهی اینجا! من یک شخصیت نویسنده هستم، به طوری که متا ایشان همه واکنش های شما و تمام بررسی های شما را به چالش کشیده و از اینکه چقدر هوشمندانه از نظر من چی است، حو؟ اجاره PUH. من آن را می گیرم کافی. بس کن. حرکت به جلو. تا آنجا که میچلز قوت می بخشد، تأثیر قدرتمندی در ضربه زدن در بیت های جنگ عراق و نه در نزاع فریبنده و غم انگیز به نظر می رسد که قاطعانه و با دقت کار کرده است. با این حال، مودبانه، میچلز حس خوبی را در پیروزی از اوج فانتزی احتمالا انتظار داشت که کتاب با آن پایان یابد، و در نتیجه برادوی فانتزوموگورالی، بخش کمتر قابل توجه و کم اهمیت است. از آن جا که پس از آنکه تمام آتش بازی ها تمام شد و برنامه ریزی آرام شروع به کار کرد، میچل به جای بخش ششم و نهایی کتاب حرکت می کند، چیزی که کمی چیزهایی را که تا کنون به چشم انداز دیده می شود، - البته - به ما یادآوری می کند که بدترین تهدید برای ما نه از جانبداران متخاصم است، بلکه از منظومه شمسی ما به طور منظم انجام می شود و بدون توقف متوقف می شود که یک بار زندگی مرگبار ما بیش از دیگران خواهد بود برای زنده ماندن ما از آن همه چیز ساخته شده است. به طور تصادفی کنار: به نظر می رسد که در رابطه با همبستگی این اثر با دیگر کتاب های میچلز، بعضی از شخصیت ها در رمان های دیگرش نوشته شده است. هوشمندانه، اما هی - کسانی که از ما خوانندگان دائمی پیروی کردند استفان کینگ (مرد سبک غیرقابل انعطاف، آره؟) به مفهوم داستان خیالی غریبه نیست ...

مشاهده لینک اصلی
برای بسیاری، دیوید میچل به نظر می رسد غیرقابل قبول است. با این حال، این اولین کتاب من نوشته شده توسط این نویسنده بود. من آن را بر اساس بررسی های عجیب و غریب که من دیدم آن را خواند، اما آن را به عنوان نزدیک به غیر قابل خواندن به عنوان هر Ive در سراسر آمده است. فصل اول تا حد زیادی بهترین کتاب است، پس از این، نویسنده بر روی تنگناها با استفاده از زبان، اصطلاحات، و کلمات که کاملا برای من منحصر به فرد بود. داستان در سراسر مکان است و من به طور کامل در مورد پیشرفت شخصیت، روابط، و داستان کلی از دست داده بود. بخش هایی که مربوط به جاودانگی بود یکی از بدترین نوشته های من بود که تا به حال تجربه کرده ام. من بیش از 500 صفحه کاری داشتم و در مورد تلاش برای اتصال به نقاط عجیب و غریب بودم. خواندن امیدوار بودم که صفحات پیشنهادی تا حدودی حساس باشند. به زودی، من پیدا کردم خودم scimming به عنوان من آه، بنابراین خسته شدم. احساسات من یکی ازWho مراقبت بود. @ بعد از 600 صفحه من هنوز هم مانند قبل اشتباه بود. من ممکن است چند قسمت از آن را بخاطر کمخوابی خراب کنم، اما در نهایت چیزی برای بسته شدن هر نوعی ارائه نشد. از آنجا که Ive قبلا مدت زمان زیادی را بدون بررسی به شما داده است، چرا یک نفر را نگذارید و نبرد شروع شود.

مشاهده لینک اصلی
این یک خلاصه مفصل از ویژگی های کلیدی کتاب است. بسته به تعریف شما از \"اسپویلر\"، یک اسپایدر بزرگ بزرگ پنهان است، اما ممکن است جزئیاتی وجود داشته باشد. در اینجا بررسی (و غیره) نیز متفاوت است: https: //www.goodreads.com/review/show ... که در مورد احساسات من برای کتاب بیشتر است. همچنین شامل مجموعه ای از نقل قول های مورد علاقه و پیوندهایی به مصاحبه ها می باشد. تفاوت در رتبه بندی ستاره ای عمدی است: من نمی توانم تصمیم بگیرم. کتاب ها و کتاب های THEMESThis، شاید بیش از هرکدام از دیگران، نمی توانند در انزوا مشاهده شوند. به طور خاص، آن را به نزدیک به هزاران ظهور ژاک د Zoet (https://www.goodreads.com/review/show...Iâ \u003cشرح همه کتاب های Mitchellâ € ™ ثانیه (چهار از آنها دو بار) : اتصال به موضوع مهم ترین در داخل و بین books.All (به جز سیاه و سفید سواحل سبز؟) موز در (من) مرگ و میر، به طور خاص روح از یک بدن به سمت دیگر حرکت می کند، اما نه در یک روش انحصار وحشیانه، بیشتر ارتباطات میزبان / مهمان / مهاجم گاهی ناخوشایند در موضوعات گسترده تر در مورد قدرت، بهره برداری و زنده ماندن از تناسب اندام نشان داده می شود. موسیقی اغلب ویژگی هایی دارد مانند جزایر، کشتی های نجات (حقیقی و استعاری) و بقا با وجود فروپاشی اجتماعی، در اینجا هیچ ناگهانی و آخرالزمان کامل وجود ندارد و در آینده بین آثار با تکنولوژی پر زرق و برق در بین آن ها اتفاق می افتد.علاوه بر این، شخصیت های یک کتاب از لحاظ زودگذر در یکی دیگر از این موارد، سرگرم کننده، متواضع، گاه بی نقص، منحرف، اما غنی سازی. من این ایده را دوست دارم که همانطور که هیچ اینها اغلب از داستان های متصل در سبک های مختلف ساخته می شوند؛ این رمان ها یک رابطه مشابه با یکدیگر دارند: داستان در داستان ها در داستان، ایجاد یک دنیای کامل از ارتباط: جاودانگی از طریق انتقال از یک کشتی به دیگری. هر یک از رمانهای من، از نوعی از کتابهای درسی است، بخش کوچکی از جهان که همه رمانهای من در حال ساختن هستند. این باعث می شود که شگفت انگیز تر از این باشد که پنج رمان بعدی او \"تا حدودی برنامه ریزی شده\" است. یکی از جلوه های آخر سه گانه مارینوس خواهد بود. ظهور هزاران سال پیش رمان تاریخی نسبتا معمولی بود که ارتباطات کمتری نسبت به Ghostwritten و Cloud Atlas داشت؛ Clone Bone Clocks تغییر می کند که با افشای همپوشانی و فانتزی پنهان: • Slade House (در اینجا مرور شده است: https: //www.goodreads.com/review/show ...) کاملا در این دنیاست. »Marinus، a شخصیت برجسته در \"هزار تن\" یکی از شخصیت های اصلی این است. \"مارینوس\" از زندگی اش در \"دجیما\" در \"هزار تن\" اشاره کرد. â € ¢ فرقه ی غذا خوردن کودکی که در دوران کودکی به دنبال تولد جاودانگی است، احتمالا یک گروه زودهنگام از Anchorites است. ما چشم انداز Prescience، پیشروان از Prescients از ابر Atlas. پسر عموی Hugo Lamb، جیسون تیلور، شخصیت اصلی Black Swan Green (که به نوبه خود، به شدت بر اساس میچل است) است. Ed Brubeck برای مجله Spyglass می نویسد، همانطور که Luisa Rey در Cloud Atlas نیز نوشته است. الیا Dâ € ™ Arnoq تناسخ یا نسل از Dâ € Arnoq است که آدام Ewing در جزایر Chatham در Cloud Atlas در می آید. Dwight Silverwind از Ghostwritten ظاهر کوچک اما قابل توجهی را ایجاد می کند. Mo Muntervary نقش های کوچکی در اینجا و در Ghostwritten دارد. \"اشاره به یک نبرد در یک باغ غرق شده است، عنوان اپرا Mitchell به تازگی لبترو را برای آن نوشت.\" خانواده هولیز گرفتن از دوران طلایی رستوران (هر چند چینی، نه ژاپنی است). Soleil Moore: شاعر آسیایی آمریکایی که واقعا مهم است، پس از آن کاملا از روایت خارج می شود. حدس بزنید که او در یک کتاب آینده برجسته خواهد بود. همچنین شخصیت هایی که ظاهرا بر اساس شخصیت های واقعی وجود دارد، وجود دارد: لرد راجر بریتان یک شخصیت جزئی است، و نه مانند شکر خدا (Alan)؛ بدیهی است، کریسپین هرشی به طرز شگفت انگیزی مانند مارتین آیمس است (نگاه کنید به زیر). این کتاب حتی به خود ارجاع دارد: هرشی یکی از شخصیت های او را در شوهر هالی قرار می دهد و سلیل مور متهم به نوشتن درباره Anchorites می شود. ، و برخی از شخصیت ها در چندین بدن زندگی می کنند و بنابراین با نام های مختلف زندگی می کنند. کسانی که در یک قسمت محیطی هستند، اغلب در یکی از مراحل مهم هستند. من نمی خواهم شخصیت های یک کتاب را دوست داشته باشم، که درست هم هست. هالی واقعا غیر قابل مقایسه نیست، اما من صدای او را آزار دهنده و سعی می کنم بیش از حد سخت به نوجوان، اما هنوز هم باور نکردنی است. (به طور خاص، اختصارات بی پایان: â € œEd Brubeck â € â € â € â € œMam خواهد شد به Dadâ € â € ~ چرا چرا، و مقررات آپوستروف که مستلزم تعهد نیست، آسان به تلو تلو خوردن بر فراز). شخصیت های دیگر بسیار ناخوشایند هستند، اما به نحوی فاقد زرق و برق از یک baddie واقعا خوب است. بسیاری از آنها با نام های خود تمرکز کرده اند، که کمی مبهم بود: Zoe، Anais، Eilish، Oshima، Immaculee - اما نه Aoife.Hershey، Amis، میچل؟ منتقدان همبستگی نزدیکی بین مارتین آیمس و کودک پیشین انگلیسی نامه های انگلیسی دیده اند، کریسپین هرشی: از لحاظ حوادث زندگی، سبک نوشتن، شخصیت، و عناوین کتاب (Embryos Desiccated موفق Hershey و یکی دیگر به نام قرمز میمون در مقایسه با Amisâ € ™ ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب ساعت های استخوانی


 کتاب آن فرانک: خاطرات یک دختر جوان
 کتاب تلماسه
 کتاب جادوی چپکی
 کتاب نشانه را حک کن
 کتاب نفرتی که تو می کاری
 کتاب گوریل پشمالو