کتاب سرمایه در سده بیست و یکم

اثر توماس پیکتی از انتشارات نگاه - مترجم: ناصر زرافشان-جدید ترین کتاب ها

دینامیکی بزرگ که تجمع و توزیع سرمایه را به وجود می آورد چیست؟ سوالاتی درمورد تکامل بلندمدت نابرابری، تمرکز ثروت و چشم انداز رشد اقتصادی در قلب اقتصاد سیاسی قرار دارد. اما پاسخ های رضایت بخش برای فقدان داده های کافی و تئوری های راهنمایی روشن وجود دارد. توماس Piketty در سرمایه در قرن بیست و یک، یک مجموعه منحصر به فرد از اطلاعات از بیست کشور، که تا قرن هجدهم تاکنون ادامه یافته است، برای شناسایی الگوهای کلیدی اقتصادی و اجتماعی تحلیل می کند. یافته های او بحث را تبدیل خواهد کرد و دستور کار نسل بعدی تفکر در مورد ثروت و نابرابری را تنظیم می کند. یک کار جاه طلبی، اصالت و سختگیرانه فوقالعاده، سرمایه در قرن بیست و یکم، درک ما از تاریخ اقتصادی را درک می کند و امروزه با درسهای فراطبیعی ما روبرو است.


خرید کتاب سرمایه در سده بیست و یکم
جستجوی کتاب سرمایه در سده بیست و یکم در گودریدز

معرفی کتاب سرمایه در سده بیست و یکم از نگاه کاربران
توماس Piketty اقتصاددان نسبتا جوان است که بیشتر از آموزش حرفه ای خود را در مدرسه اقتصاد پاریس و à ‰ cole des Ha à ‰ Tudes و علوم اجتماعی پس از کوتاه در MIT صرف شده است. او با همکاران امانوئل سوئز فارغ التحصیل à ‰ cole Normale Supà © rieure در مطالعات جامع در مورد نابرابری درآمد و ثروت همکاری کرده است. یک نمودار از داده های آنها یک گرافیک غالبا استفاده شده (همانند پل گلدن گیت) در فیلم مستند کنونی رابرت رایش «نابرابری برای همه» است. این رقم درآمد 1 درصد از درآمد بالا را به عنوان نسبت درآمد ملی از دوره 1910 تا 2010 نشان می دهد. این نشان می دهد که اوج شدید فقط قبل از سقوط 1929 و پس از فروپاشی در سال های تا 1980 و پس از آن یک افزایش قابل توجهی به سطح مشابه تقریبا 24 درصد از درآمد ملی است که یک درصد در خانه ها در دهه ی دوازدهم رنج می برد. در ماه مارس 2014، ترجمه انگلیسی از آخرین کتاب Pikettys، Capital در قرن بیست و یکم، در خیابان ها در امریکا. این شامل بیش از 600 صفحه (شامل یادداشت ها) از داده های قابل توجه و گرافیک نشان دهنده تحول تاریخی درآمد و ثروت در جهان ما است. این امر در ایالات متحده کاملا چلپ چلوپ کرده است، ترجمه انگلیسی آن، همانطور که در مورد نابرابری برای همه وجود دارد. این مقاله با مشتاقانه منتشره توسط اقتصاددان برجسته برنده جایزه نوبل و پل کروگمن، نوشتار نیویورک تایمز، در شماره اخیر کتاب نیویورک از کتابها و یکی دیگر از اقتصاددانان نئوکلاسیک برنده نوبل، رابرت سولوف، در جمهوری نیوز، تحت بررسی قرار گرفته است. نمرات دیگر بررسی ها از زمان انتشار آن توسط انتشارات هاروارد در ماه مارس از سمت راست و چپ منتشر شده است. مارتین فلدشتاین، رئیس شورای مشاوران اقتصادی رونالد ریگان، به نظر می رسد که اخیرا تلاش برای از بین بردن Piketty از سمت راست در یک ستون وال استریت ژورنال است. مایکل رابرتز از منظر مارکسیستی در صفحات وبلاگ خود به طور مرتب کار خود را در اختیار پیکتی قرار داده است. کسی که این ستایش را مطرح کرده و از هر دو سمت چپ (رابرتز)، وسط (کروگمن و سلول) و راست (فلدسین) را به چالش بکشد، باید به چیزی بپردازد. کتاب پیکوتیس مستندات جامع درباره نابرابری رو به رشدی را که ایالات متحده و اروپا دارد گرفتن آن اما عنصر فراموش شده در این که Piketty به بحث می آید (اگر شما ریکاردو و مارکس را بخوانید) این است که نابرابری شدید، در اروپا حداقل، جدید نیست. نابرابری که در حال حاضر در اروپا و ایالات متحده خود را ثابت کرده است بیشتر شبیه بازگشت به حالت عادی غلظت شدید ثروت و درآمد است که در قرن نوزدهم حکومت می کرد. این فقط نابودی بزرگ سرمایه های سال های میان جنگ بود (و تهدید ناشی از موفقیت انقلاب سوسیالیستی در روسیه - که نه تا حد زیادی تاکید شده توسط Piketty) که باعث کاهش نابرابری در غرب در قرن بیستم شد. از آن زمان به بعد نسبت سرمایه / GDP به طور پیوسته صعود را به نسبت که در عصر طلاکاری شده رایج بود. Piketty این واقعیت جدید را کاپیتالیسم امپریالیزم @ می نامد که در آن رشد اقتصادی به طور مداوم عقب مانده از نرخ بازدهی است که صاحبان سرمایه می توانند از ثروت خود دریافت کنند، یک طبقه کوچک رانتیر در نهایت به نسلی تبدیل می شود که ثروت و نفوذ اجتماعی را کنترل می کند. این تصویر متناقض با داستان اقتصاددانان آزاد بازار از هائیک به کوجتس به میلتون فریدمن و پل رایان است که در آن بازارهای غیرقانونی باز به همه برای به دست آوردن ثروت است. در عوض، Piketty نشان می دهد، پیروزی احتمالی سرمایه داری در پی سقوط امپراتوری شوروی، بیشتر به سمت یک ساختار مستحکم کنترل اجتماعی توسط ثروت ارثی ترسیم می شود. به نظر می رسد عنوان پیکیتیس پس از کتاب معروف کارل مارکس، اما Piketty هیچ انقلابی نیست، بلکه یک سوسیالیست از نوع فرانسوی معاصر است که بسیار شباهت حزب دموکرات از FDR نسبت به هر حزب سوسیالیست قرن نوزدهم است. نه این که او فکر می کند که این نابرابری عظیم چیز خوبی است، دور از آن، اما راه حل او مالیات نسبتا (مالی) نسبت به سرمایه است تا سرنگونی نظام سرمایه داری. در نوشته های دیگر در گذشته Piketty نیز توصیه می شود بازگشت به نرخ مالیات بر ارزش افزوده بالا استفاده می شود در ایالات متحده و اروپا در دوره از رکود بزرگ قبل از ريگان / تاچر putsch.Key مفاهیم در کتاب: 1) Kuznets اشتباه بود (ریکاردو و مارکس درست بودند) 2) بازگشت به مدل های ساده اقتصاد ماکرو 3) ظهور سرمایه داری سرزمینی بحث مفصل تر در مورد این موضوعات در وبلاگ من است

مشاهده لینک اصلی
* خلاصه کامل این کتاب در اینجا در دسترس است: http://newbooksinbrief.com/2014/04/04. استدلال اصلی: توزیع نابرابر ثروت در کشورهای توسعه یافته، در سال های اخیر به موضوع مهم تبدیل شده است. در واقع، داده ها نشان می دهند که درآمد ثروتمندان در 30 سال گذشته به استراتوسفر افزایش یافته است (و بیشتر در سلسله مراتب درآمد یکی است، هرچه افزایش یافته است)، در حالی که درآمد اکثریت بزرگی رکود خورده است . این امر منجر به سطح نابرابری در ثروت در جهان توسعه یافته شده است که از آستانه رکود بزرگ دیده نشده است. این بسیار بدون اختلاف است. درگیری وجود دارد که سعی در توضیح اینکه چرا افزایش نابرابری صورت گرفته است (و اینکه آیا و به چه میزان، در آینده ادامه خواهد یافت)؛ و مهمتر از همه، اینکه آیا توجیه شده است. این سوالات صرفا دانشگاهی نیستند، زیرا راه پاسخگویی به آنها، بحث های عمومی و همچنین اقدامات سیاستی را اعلام می کند و همچنین بر واکنش های خشونت آمیز تاثیر می گذارد. در واقع ما نیازی به نگاه بیشتر جنبش اشغالگری اخیر نداریم تا ببینیم که مسئله افزایش نابرابری نه تنها فشار، بلکه به طور بالقوه فرساینده است. با توجه به واردات و ماهیت قطبیگرایانه مسئله نابرابری، مهم تر است که ما شروع به راه رفتن به عنوان نور به عنوان بسیاری از وضعیت که ممکن است. این انگیزه کتاب جدید سرمایه توماس پیکوتی در قرن بیست و یکم است. یکی از نگرانی های اصلی Piketty در این کتاب این است که مسئله نابرابری را در زمینه های تاریخی گسترده تر خود قرار دهد. به طور مشخص، نویسنده نشان می دهد که چگونه نابرابری از جوامع کشاورزی در قرن 18 و اوایل قرن نوزدهم شکل گرفت؛ از طریق انقلاب صنعتی و تا جنگ جهانی اول؛ در طول سال های میان جنگ؛ و به نیمه دوم قرن بیستم (و تا بخش اول بیست و یکم). با این زمینه تاریخی وسیع، می توانیم علل نابرابری را بسیار واضح تر ببینیم. همانطور که انتظار داریم، آنچه که پیدا می کنیم این است که نابرابری تحت تاثیر بسیاری از عوامل اجتماعی قرار می گیرد، از جمله عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. با این حال آنچه که ما نیز پیدا می کنیم این است که نابرابری تحت تاثیر مجموعه وسیعی از عوامل مرتبط با چگونگی سرمایه در جوامع سرمایه داری (و اقتصاد بازار به طور کلی) تحت تاثیر قرار می گیرد. به ویژه، ما می بینیم که سرمایه (و ثروت که تولید می کند) از میزان رشد اقتصادی در جوامع سرمایه داری. این به این معنی است که سرمایه به یک عامل فزاینده و مؤثر در این جوامع تبدیل می شود (حداقل تا یک نقطه). ثروت بیشتر نه تنها تمایل به تجمع دارد، بلکه بیشتر و بیشتر متمرکز می شود (به طور عمده به این علت که افراد دارای سرمایه بیشتری می توانند درآمد بیشتری نسبت به سرمایه های خود کسب کنند). به همین علت، سرمایه داری به خودی خود تمایل دارد تا درجه نسبتا بالایی از نابرابری را تولید کند. تماشای طبیعت سرمایه برای تجمع و تبدیل شدن به هر چه بیشتر متمرکز، به شدت به درجه بالایی از نابرابری که در دنیای توسعه یافته در اوایل دهه قرن بیستم. با این حال، این نابرابری ها در سال های میان جنگ به شدت خرد شده اند. دلیل این امر این است که رویدادهای مهم نیمه اول قرن بیستم (از جمله دو جنگ جهانی و رکود بزرگ) گرایش طبیعی سرمایه را مختل کرده و همچنین ذخایر بزرگ ثروت را تخریب کرد. نتیجه نهایی این بود که در زمان جنگ جهانی دوم نابرابری در دنیای توسعه یافته به کمترین زمان رسیده بود. پس از جنگ جهانی دوم، تمایل طبیعی سرمایه برای تجمع، از سر گرفته شد. با این حال، اقدامات مختلف سیاسی و اقتصادی (از جمله مالیات مترقی، کنترل اجاره، افزایش حداقل دستمزد و برنامه های اجتماعی گسترده) برای بازتوزیع این سرمایه رو به رشد، به این ترتیب مانع از افزایش نابرابری شد، چنانکه در غیر این صورت ممکن است. در دهه 1980، کشورهای پیشرفته در مورد چهره به سر می بردند و بسیاری از اقدامات را حذف کردند که از نظر نابرابری بر اساس گرایش طبیعی خود مانع از افزایش نابرابری شده بودند. نتيجه اين بود که نابرابري خود را به يک روش عمده تبديل مي کند، به طوري که در حال حاضر، تا زمان رکود بزرگ، تقريبا به همان اندازه شديد است. علاوه بر این، شواهد تاریخی نشان می دهد که سرمایه به احتمال زیاد همچنان تجمع پیدا خواهد کرد و بیشتر متمرکز خواهد شد، به طوری که ما شاهد یک سطح حتی بیشتر از نابرابری می شویم که در حال حرکت است. تا جایی که توجیه نابرابری رو به رشدی که در حال حاضر شاهد آن هستیم، این که آیا به درستی میتوان آن را منصفانه در نظر گرفت. به نظر می رسد که بیشتر نابرابری ها همچنان رشد پیدا می کنند، به طور فزاینده ای احتمال دارد که بخش های بزرگی از جمعیت نیز به عنوان ناعادلانه و غیرقابل توجیه به نظر برسند، درنتیجه احتمال مخالفت سیاسی افزایش می یابد. برای Piketty بهترین و عادلانه ترین راه حل این مشکلات به افزایش مالیات های مترقی اعمال شده به ثروتمندترین افراد خواهد بود. مشکل، هر چند ...

مشاهده لینک اصلی
این مقاله زیبا، مستند و به خوبی نوشته شده â € \"من واقعا قدردانی به سبک روشن و بسیار محبوب، که اشاره به نمودار بیشتر صرفا فنی در حاشیه و در وب سایت نویسنده، و همچنین نمونه هایی ادبی برای نشان دادن تکامل سرمایه در جامعه غربی، در قرن ها - این نئولیبرال ها را ترش خواهد کرد، که در هر صورت برای از بین بردن چارچوب نظری تلاش خواهد کرد. طرفداران لودویگ فون میزس، فردریش فون هایک و پسران شیکاگو تلاش خواهد کرد به پیاده کردن تز و گفت که سرمایه داری مدرن بدون قوانین پاداش کارآفرینان با استعداد و ورشکسته به کسانی که کمتر خوب (با استناد به، در حال عبور، به عنوان مثال از واندربیلت)، و به عنوان یک نئولیبرالیسم بدون قوانین و کنترل ها برای همه سود می کند. BLA BLA bla.Questa تز dellultradestra آمریکا، شروع به گردش در تنگ محافل مالی (راکفلر، به عنوان مثال) در اوایل قرن بیستم و که به عنوان کلمه در سراسر lOccidente بسیار گسترده بود، به لطف همکاری اتاق فکر، مانند نفوذ پیروان خود را در مراکز عصبی از جامعه (من به تن مسیحایی عبور): کار وکلا، ضمیمه، سیاستمداران، دانشگاهیان، جامعه شناسان، روزنامه نگاران و دیگر وی سیاست نئولیبرالی به عنوان تنها dallintroduzione coaudivata موثر از سپیده دم جهانی شدن از 2000s موعظه است سرمایه داری بدون قوانینی مانند نئولیبرالیسم، که Piketty تحت معاینه و سوءاستفاده قرار می دهد، به اهدافی که برای خود تعیین می کند، کاملا به دست آورده است. نتیجه ساده برای همه است: حقوق کمتر، نابرابری وحشی، ناامنی اجتماعی، احزاب راست افراطی که بازگشت به جوانه زدن، غلظت بسیار سنگین سرمایه در دست عده معدودی. این می آید plutocratic است â € \"و همچنین بر پیکتی â €\" خطرناک برای دموکراسی و املاک و اجتماعی، و همچنین برای رفاه و حفاظت که شما در حال حاضر است، به درستی، مورد استفاده برای در غرب است. چه کسی قوی تر از یک کسب و کار بانک است، برای مثال، که بدون قوانین، کنترل و شفافیت فقیر، با یک کلیک می توانید disinvest میلیارد و ارسال در fallimemto تمام ملت ها، و یا فعالیت های تولید و یا بانک؟ و آنچه در مورد میلیاردرهای CA در جایزه بانک AD و یا فعالیت های مالی، حتی اگر آنها شکست بخورند و یا می سال بدون برد (مونتزمولو ... در هفت سال فراری است هرگز موفق به کسب یک قهرمانی، میلیاردر جایزه خروجی و جدید آلیتالیا AD ، فشار کمی که فروپاشی نداشت). به طور متوسط ​​شهروند این چیزهایی را که او می بیند مطلع می کند، او آنها را تفکر می کند، معده اش رنج می برد. تا زمانی که ©، می آید از سپیده دم از یک روز جدید و استاد مناسب و معقول فرانسوی، جوان و هوشمند conme بهترین رنتسی، می دهد صدای بیان، آرام اما بسیار آگاهانه، زرهی واقعی از دیالکتیکی مبارزه با فلسفی نارضایتی جهانی از شهرستان های غربی است. بیا، گوش خود را در مقابل آخرین آژیرهای نئولیبرال، گوش کنید تا آهنگ جدید مارکس را گوش کنید. مارکس؟ اما لطفا، روزولت هیچ مارکسی بیشتر یا مدیریت منابع انسانی ملکه، بله، Lei.Infatti، در واقع ... ادامه مطلب پیکتی © مقاله مهم است، زیرا آن را به پرسش می نامد، در یک غیر ایدئولوژیک اما معقول، به خوبی مستند و استدلال غیرقابل بحث است، یک سیستم کامل از اندیشه غالب بیش از سی سال در غرب: بخش اول neoliberismo.La مروری تاریخی طولانی در تولید، در اختیار داشتن و توزیع سرمایه، بسیار جذاب است. در قطعات سوم و چهارم ما در اصل dellattualità .Leggendo می رسند، آنها همه چیز ذره جالب است که به اعتقاد من یاد بگیرند، نامعلوم بیشتر: ارائه به عنوان یک وسیله برای پایین آوردن نابرابری بزرگ، یک مالیات مترقی در سراسر جهان در ثروت (چیزی برای دارایی در میلیاردها حداکثر 2٪ یا 5٪، که نمی خواهد در تمام زندگی از دارندگان ثروت بسیار تحت تاثیر قرار دهد، اما این امر پایین مانند مخمر پیتزا را پایتخت غیرمولد، خود بالا بردن ... که ایجاد عدم تعادل و به طور بالقوه خطرناک)، این به ما یادآوری می کند که مالیات تصاعدی تا all80٪ برای املاک بزرگ در ایالات متحده آمریکا توسط روزولت معرفی شده است (نخبه ترین، توسط مبدا، از رئیس جمهور مدرن و قطعا نه یک بلشویک ...) برای نزدیک به 25 سال، dellera آستانه ریگان. و به عنوان حداکثر مالیات بر درآمد بزرگ شده است در انگلستان اجرا، معادل اوج خود، 98٪: سلب مالکیت واقعی که آشکارا در نظر گرفته شد برای تضعیف ثروت بسیار زیاد و بی فایده، به عنوان مضر به عملکرد فعالیت مشاهده از دولت تقریبا یک آنژیوپلاستی است که برای جلوگیری از فروپاشی نظام کشور انجام می شود. یک متن و یک پیشنهاد بسیار شجاع و معقول، این پیکتی، در حال حاضر توسط این واقعیت است که از کر نئولیبرالی که هنوز احساس به آواز خواندن در همه جا، پیشنهاد، با این حال، با اعتراف همان نویسنده، تا به امروز و نه تخیلی اما اولین گام برای شروع یک بحث دموکراتیک. فقط با دانستن اینکه شما می توانید بحث کنید، می توانید گزینه های دیگری را بیابید، می توانید کلاه های یک سیستم را از بین ببرید و کسانی را که قصد فروش آن را دارند، پنهان کنید

مشاهده لینک اصلی
من بررسی نسخه کوتاه نسخه این کتاب را از بررسی داستانی یکCones of Dunshire @ (پارک ها و تفریح) بررسی خواهم کرد: پیچیدگی بسیار پیچیده است. این کتاب را بسیار موثر می سازد، چیزی که باعث می شود چنین خوانی دشوار باشد: ریاضی. Piketty نشان می دهد کار خود را با رفتن از طریق تمام آماری، اقتصادی، جامعه شناختی، و غیره و غیره و غیره، داده او می تواند دست خود را دریافت کنید. او به درستی منتقد انتقادی که از سمت راست دریافت می کند و بنابراین هیچ ادعایی نمی کند بدون اینکه بنیاد کاملی برای آنها بسازد. این باعث می شود کتاب کمی از Catch-22 باشد. برای کسانی که نتیجه های خود را می پندارند، مقدار عظیم پایه ای که قرار است از آن بیرون بیاید، غیر ضروری است. بسیاری از توصیه های او در مقدمه و نتیجه گیری او، راه حل هایی است که چپ برای سال ها توصیه کرده است. با این حال، برای کسانی که چنین نتیجه گیری نمی کنند، هیچ مقدار پایه ای کافی نیست. من به جرات می گویم بسیاری از بررسی های منفی در این دیدگاه به وضوح کتاب را نمی خواند و به نظر می رسید فقط به عنوان مقدمه و نتیجه گیری را بخواند. در اینجا این تصور من از این بررسی ها است: @ چطور او احتمالا این ادعاها را ارائه می دهد! @ به کسانی که می گویند، این کتاب را بخوانید. آن طولانی است و شما تمام زمان عصبانی است، اما آن را تنها راه روشنفکرانه صادقانه برای استدلال خود را. این یکی بود بارها و بارها، اما در این سن از اطلاعات غلط، من قدردانی نویسنده من به عنوان یک بزرگسال و برای یک بار گفت: چطوری جواب من رو دادم، در اینجا تمام فرضیه های من و همینطور است. به نظر می رسد یک چیز کوچک، اما به عنوان این هیولا صفحه 685 می تواند به تایید ... آن نیست.

مشاهده لینک اصلی
در دنیایی که به واسطه قطبیت ایدئولوژیک به طور فزاینده ای کور می شود، جایی که ما برای اولین بار تصمیم می گیریم که ما معتقدیم باید به آن اعتقاد داشته باشیم و سپس سعی کنیم واقعیت ها را برای توجیه ایده های ارزشمند ما پیدا کنیم، کتاب Piketty به عنوان یک تعجب و یادآوری است که هیچ جایگزین بورس تحصیلی خوب است. اولين نياز به بورس تحصيلي صادقانه، مشکوک شدن به تمام انديشه هاي گذشته است و هر منبع داده اي را مورد سوال قرار مي دهد. Piketty فقط آن را انجام می دهد. او با احترام به اقتصاددانان گذشته، در حالی که انتقاد از هر یک از نتایج آنها را مورد سوال قرار می دهد، نشان می دهد. او از دیدگاه طولانیتری که او دارد استفاده می کند و یک آرایه قانع کننده از داده های قدرتمند را ایجاد می کند. نتیجه گیری های او منطقی و صریح و درخشان است. در مورد انباشت سرمایه، عدم انسجام ثروت و سیاست های اقتصادی، ما به همان اندازه که می توانستیم قطبش می شود. در داخل این محیط Piketty توانسته است چند ایده ساده را بیابد و یک رشته متقاعد کننده از شواهد واقعی و منطق بی عیب و نقص ایجاد کند تا استدلال خود را ایجاد کند. او دشواری را باور نمی کند که اقتصاد یک علم سخت است که می تواند به ریاضیات پیچیده شیرجه بزند و مروارید خرد خالص را بیرون بکشد. او باور نمی کند که اقتصاد واقعا می تواند جدا از تمام علوم اجتماعی و تاریخ است. نتیجه یک روایت است که متقاعد کننده است، هر دو فکری و عاطفی. من هیچ اقتصاددان نیستم، و من تمرین نکردم تا چیزی درباره نتایج او قاطع بگویم. باید اعتراف کنم که هنگام خواندن مقالات نوشته شده توسط منتقدان هوشمند خود، از انتقاد از این کتاب، استدلال های آنها نیز قدرتمند و تقریبا قانع کننده است. استدلال های واقعی فقط بین کارشناسان، کسانی است که زمان زیادی را برای تسلط بر پیچیدگی های موضوع صرف کردند، به طوری که بقیه ما بتواند به دو طرف گوش دهد و ذهن ما را تشکیل دهد. کتاب Pikettyâ € ™ ثانیه به اندازه کافی قدرتمند برای unsettle حق است. متأسفانه، این نیز چپ را مختل کرده است. نکته مهم این است که این کتاب، یک بحثی را که مدت ها پیش به وقوع پیوسته بود، به نمایش گذاشت.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سرمایه در سده بیست و یکم


 کتاب لینکلن در برزخ
 کتاب ادامه بده
 کتاب سفر پرسش
 کتاب رادیو سکوت
 کتاب قلب من و دیگر سیاهچاله ها
 کتاب آواز ملکه