کتاب همه چیز همه چیز

اثر نیکولا یون از انتشارات نشر نون - مترجم: نازیلا محبی-جدید ترین کتاب ها

از پنجره رو برمی‌گردانم. از چه چيزی پشيمانم؟ از اين‌كه در اولين فرصتی كه پيش آمد بيرون رفتم. از اين‌كه دنيا را ديدم و عاشقش شدم. از اين‌كه عاشق آلی شدم. حالا كه می‌دانم همه‌ی آن چيزها را از دست داده‌ام، چطور می‌توانم بقيه‌ی عمرم را با اين عذاب سر كنم؟ چشم‌هايم را می‌بندم و سعی می‌كنم بخوابم. اما تصوير چهره‌ی قبلی مامان، آن همه عشق فداكارانه‌ای كه در چشم‌هايش موج می‌زند، دست از سرم برنمی‌دارد. پس به اين نتيجه می‌رسم كه عشق چيز فوق‌العاده وحشتناكی است. دوست داشتن كسی به همان شدت كه مامان من را دوست دارد بايد شبيه جان كندن قلب آدم بيرون از سينه‌اش، بدون پوست، بدون استخوان و بدون هيچ محافظی باشد. عشق چيز وحشتناكی است و از دست دادنش از آن هم بدتر است.


خرید کتاب همه چیز همه چیز
جستجوی کتاب همه چیز همه چیز در گودریدز

معرفی کتاب همه چیز همه چیز از نگاه کاربران
4.5 ستاره با این کتاب کاملا از بین رفته است. همه چیز، همه چیز داستان دختر به نام مادلین است که زندگی خود را در حباب زندگی است. هنگامی که او کودک بود، کشف شد که او SKID است، آلرژی نادر به طور عملا همه چیز. از این جهت Maddy قادر نیست که مقدس خانه اش را ترک کند. برای اینکه مردم به او بپیوندند، باید از طریق بررسی دقیق پزشکی و تصفیه پس از ورود به خانه اقدام کنند. Maddy با مادرش زندگی می کند، که فقط همین اتفاق می افتد که دکترش باشد و یک پرستار به نام کارلا. Maddy با زندگی او از کتاب ها و شب بازی با مادرش، تا روزی که یک خانواده جدید در کنار خانه حرکت می کند و یک پسر به او چشم می زند، محتاط است. اجرای این کتاب بی عیب و نقص بود. من یکپارچه سازی تصاویر و نمودار ها را دوست داشتم. این واقعا جذابیت و شخصیت را به رمان اضافه کرد. فصل ها واقعا کوتاه بودند بنابراین من فقط از طریق این کتاب به سرعت پرواز کرد، من هرگز نمی خواستم آن را. با توجه به ماهیت داستان من همیشه در انتظار نفس کشیدن بودم منتظر چیزی بودم که اتفاق می افتاد اما من دوست داشتم که آن را به طور منحصر به فرد منتقل کنم انتظار نداشتم. نوشتن به خودی خود احساس کرد که من خاطرات Maddy را خواندم. این بسیار شخصی بود و تحسین برانگیز بود. من احساس کردم که ماددی این داستان را به من گفت. من مادای را دوست داشتم! او چنین شخصیتی عاقلانه ای است و من خودم را با قدرت خودم از دست دادم. Maddy واقعا من را شگفت زده کرد، زیرا برای کسی که به معنای واقعی کلمه و استعاری در یک حباب زندگی کرده است، او بسیار عاقل است. او می خواهد نه تنها زندگی کند، بلکه زندگی یک زندگی را به یاد می آورد. همچنین چیزی که من دوست داشتم این بود که Maddy شخصیت اصلی â € œtypicalâ € YA نیست. اگر شما به دنبال یک کتاب با شخصیت اصلی متنوع و سپس نگاه کنید به هیچ وجه چون Maddy ژاپنی / آفریقایی آمریکایی است. اولی چنین عیار بود. نیاز او به محافظت از ماددی قلب من را گرم کرد، به خصوص هنگامی که شما بیسابقۀ خود را یاد می گیرید و چرا او از افرادی که او دوست دارد محافظت می کند. یکی از بخش های مورد علاقه من این پیام ها بین اولی و مددی بود. من خودم را غرق در حالی که خواندن آنها را مانند دختر کوچکم پیدا کردم! من عاشق دیدن Maddy تجربه جهان با Olly. او واقعا او را به امکان بیشتر باز کرد. من دوست داشتم رابطه ای که بین آنها شکل گرفت، زیرا احساس طبیعی و طبیعی داشت. همچنین فرصتی برای دیدار با نیکولا در BEA داشتم و او یکی از شادترین و مهربان ترین افراد من است. من به طور جدی این کتاب را به همه توصیه می کنم! این فقط یک داستان جادویی از عشق و زندگی است. بیانیه: من یک ARC از این کتاب را از نویسنده در BEA دریافت کردم

مشاهده لینک اصلی
ویرایش: آن را به من توجه کرد که همه چیز، همه چیز فوق العاده توانایی است. من معلول نیستم، بنابراین من آن را در آن زمان نمی دانستم و من در مورد آن متاسفم. به همین دلیل است که رتبه من را تغییر داد. در هر حال، لطفا قبل از خواندن یک بررسی انجام شده توسط یک بررسی کننده # review را بررسی کنید، من نمی خواهم مردم به کلمه من اعتماد کنند و به خاطر آن صدمه ببینند. به عنوان مثال: http: //disabilityinkidlit.com/2015/09 ... یا https://www.goodreads.com/review/show...~ بررسی اصلی _ اجازه دهید یک ثانیه اینجا بشنویم: از ابتدا می دانستم این (تقریبا) هر چه می تواند اتفاق بیافتد، قصد داشتم این کتاب را تحسین کنم. چرا؟ از آنجا که شما ممکن است بدانید، من یک مکمل مطلق برای قرار دادن رسانه های مختلف در یک کتاب، زمانی که آن را به خوبی انجام شده، و من دوست دارم با استفاده از برخی از این رسانه ها در بررسی های من. Annnnnd حدس بزن چی؟ این مورد در اینجا بود، و من قبل از اینکه حتی شروع به دوست داشتن کاراکترها در این مفهوم افتادم، به عشقم افتادم. می دانم، می دانم، می توانم گاهی اوقات خیلی آسان باشد. من عجیب و غریب هستم شاید، اما اصالت بودن به یادداشتی اشاره دارد که می توانم به آن ارتباط داشته باشم. در واقع، در اینجا چندین فرمت مختلف وجود داشت که من با آن مخالف بودم تا انتخاب کنم که کدام یک را استفاده کنم - اجازه می دهم آن را ببینم، همه چیز را می خواهم: برنامه های جادوی Maddies، کتابچه هایش را در بر می گیرد ... به هر حال، من تصمیم گرفتم از مکالمات IM و Ollie و Madelines استفاده کنم چون به من شکایت کرد، اما از طریق و از طریق قسمت های مورد علاقه من مورد استفاده قرار گرفتند. من چنین stalker دارم، من حتی نمی توانم بمانم. Madeline: من یک شاهزاده خانم نیستم. مادین: و من به صرفه جویی نیست. فقط: این درست است. من هیچ شاهزاده ای @ Alienor: من متاسفم اما در ابتدا شما صدای من یک بعدی بود. Olly: اما من چیزهای بالا بردن !! Alienor: بله شما انجام دهید. من واقعا تحت تاثیر قرار دادم اما مادلین: من بیمار هستم Alienor: بله شما مادرم هستید: و من واقعا دوست دارم معماری Alienor: من می دانم! خوب برای شما دختر! Olly: اما زمانی که ما با هم پیوستن آن خنده دار بود درست است: بله بود اما شما می توانید لطفا از punctuationMadeline استفاده کنید: به Ollie! من به شما گفتم آزار دهنده بود: فقط انجام شد، اما فقط احساس كردم كه استفاده از نشانه ها را نپذيرفته ام و حقيقت را براي فكر كردن دارم. Alienor: به هر حال - در حال حاضر در حال حركت دادن به بچه ها واقعيت مي كند اگر در ابتدا شخصيت ها را بسيار مسطح مشاهده كردم، به آرامي به آنها متصل شدم در سراسر داستان. مادلین: صبر کنید - منظورم اینه که تو در زندگی واقعی زندگی میکنی؟ Alienor: دقیقا! واقعا، احساس کردم که به آرامی با دوستانت به دوستانت می آمدم، و جایی که نخستین اشاره به عشق تو ظاهر شد. Olly: حتی اگر Maddie بیش از حد به من وسواس بسیار ملاقات کرد؟ مادلین: من وسواس نیستم. اولی: شما خیلی دوستش دارید: بله، خوب، در مورد آن - شما به سرعت رشد می کنید به سرعت متصل می شوند، اما من به اندازه معمول به عنوان مزاحم نیست، چرا که 1) این روش PNR installinish در عشق نمی افتد، اما 2) توصیف دقیق آن از اولین عشق به نظر من البته احمقانه و البته وسواس بود! بیا دیگه! پس آره. شما رشد می کنید به سرعت متصل، اما آن را به هیچ وجه تکان دهنده نیست، به عنوان شما مانند نوجوانان واقعی از طریق و از طریق. اولی: شما فکر نمی کنید که مددی مدافعانه عمل می کند؟ Alienor: از دوره او، دوه. او دوستدار عشق است اما به هر حال، من نمی توانم انکار کنم که وقتی به بخش دوم رسیدم، احساس ناامیدی و امیدش را داشتم، احساس خشم و شادی او را احساس کردم. من مراقبت کردم تو جوان هستی، زیبا هستی من شما را دوست داشتم â ™ ¥ مادلین: پس شما فکر نمی کنم من بی پروا بود؟ Alienor: شما چنین بود، و من هشدار شما در اینجا، برخی از خوانندگان به شما متزلزل خواهد شد برای اطمینان. بله، تصمیمات خودخواهانه و بی پروایی را اتخاذ کردید، اما واقعا، ما باید قضاوت کنیم؟ آیا می توانم بدون احساس بی پروایی، زندگی را در خانه محدود کنم؟ من اینطور فکر نمی کنم و خوشبختانه هرگز به طور خاصی نمی دانم درنتیجه بله. گاهی اوقات می توانستم گریه کنم. واقعیت این است که من هرگز انجام ندادم. فقط: و من منظورم این نیست که شما درباره من صحبت نکنید. خوب، مثل Maddie، شما ممکن است بعضی وقت ها بی احتیلی به نظر برسید، اما لعنتی، شما شایان ستایش هستید و من احساس کردم که می توانم ارتباط برقرار کنم - متاسفم اما - شما به هیچ وجه بی عیب نیست درنتیجه بله. شما بعضی از تصمیمات ناموفق را گرفتید. بله شما به سرعت در عشق هستی YES YES YES - هیچ installuod هر چند. حالا که من هوا را پاک کردم، اجازه دهید بگویم - مادلین: او فقط درست به اندازه ناز است؟ Alienor: او SO است. مادلین: و او می تواند صعود کند آلنور: او می تواند 1 روز من نیاز به پایان 2 آن شخص که ساخته شده من لبخند و احساس 3Scenes که تقریبا ساخته شده من cry4Stars من مایل به giveWAIT - آن را کامل نیست پس از آن 5Number از fucks من ترجیحا WARNING: سوء استفاده های خانگی PS: من نقل قول ها را پس از تاریخ انتشار؛) * ARC ارائه شده توسط NetGalley در مقابل یک بررسی صادقانه * ____________________________________ این چیزی بود که من انتظار داشتم، اما همه چیز من مورد نیاز است. برای بیشتر از بررسی های من، لطفا مراجعه کنید:

مشاهده لینک اصلی
رید 7/9/15 این کتاب. از سال جاری شروع به خواندن بیش از 50 کتاب کرده است. تعداد زیادی کتاب دارد. و از این 50 کتاب +، این یکی از محبوب ترین سال های سال است. برای من، این فقط فاصله بیش از هر چیز دیگری است که من در سال جاری خواندم. من صادقانه به ناامیدی از نیکولا یون و این کتاب زیبا نگاه می کنم. من به طور رسمی وسواس دارم. بنابراین شما احتمالا می توانید بگویم که من در حال حاضر در حال خوشمزه هستم و در تلاش برای تشکیل جملات منسجم است و این به این دلیل است که به طوری نادر است که من در سراسر یک کتاب مانند این، که باعث می شود من برو، آه من غم، این کتاب جدید مورد علاقه من است و با همه چیز، همه چیز اتفاق افتاده است. به این ترتیب مادلین که دارای بیماری بسیار نادر است (SCID) است که به علت حساسیت وی به تقریبا همه چیز در جهان خارج است. او در داخل خانه از طریق هوا فیلتر شده و غذاهای ساده دقت غذا زندگی می کند و به خاطر مادرش (که یک دکتر است) و پرستار او (که پرستار او بوده است از زمانی که او جوان بود) مراقبت می شود. پدر و برادرش در یک حادثه زمانی که تنها چهار ماه داشتند کشته شدند، بنابراین مادر و پرستار او، کارلا، تنها کسانی هستند که با او ارتباط برقرار می کنند. سپس یک خانواده در کنار خانه حرکت می کند و به سرعت به پسر نوجوان و وضعیت زندگی اش می رسد (پدرش یک الکلی است و بسیار سوءاستفاده می کند) و چشم ها را از طریق پنجره او قفل می کند. من دیگر نمی خواهم بگویم چون ماهها پیش از بعضی از شما پیش بینی می شود که باید تا تاریخ انتشار منتظر بمانید! : (این کتاب همه چیز دارد. این یک داستان عاشقانه است که در همه ی شیک نیست و به معنای واقعی کلمه پروانه ها را با هر کلمه ای که خوانده اید به پروانه ها سپرده می شود و جنبه های بیماری روحی دارد (که من فکر می کنم واقعا مهم است که در رمان YA )، یک خط افقی شگفت انگیز و جذاب دارد که شما را در هیبت قرار می دهد، نوشته های ساده و خیره کننده ای دارد و باعث می شود که شما احساسات خود را بدست آورید. این چیزی است که همه چیز در مورد آن خواندن است. در روح من دارم عاشق این کتاب می شوم و نمی توانم انتظار داشته باشم که دیگران آن را بخوانند. \u0026 lt؛ 3

مشاهده لینک اصلی
من به نیکولا یون گوش می دهم او در مورد موضوع از دست دادن صحبت می کند ... و اینکه چگونه یک موضوع بازگشت در بسیاری از نوشته های او است ... اما او امیدوار است که او هر بار در هر زمان متفاوت است. یادگیری جالب در مورد یک فرایند نویسندگان. @ او به من می گوید که دبیرستان هیچ اتوپیایی نیست، اما من قانع نیستم. چه چیز دیگری شما می توانید آن را به وجود بیاورید که تنها به شما در مورد جهان آموزش دهد؟ شما با دوستان و معلمان و کتابخانه ها و باشگاه کتاب باشگاه و باشگاه رياضي و باشگاه بحث و گفتگو و هر نوع ديگر از فعاليت هاي باشگاه و بعد از مدرسه و امکانات بي حد و حصر تماس مي گيريد؟ مادي که فقط 18 سال سن داشت، SCID، يک بيماري که حساسیت بیشتری نسبت به همه چیز دارد. او در کل زندگی اش در خانه اش زنده است. این کتاب را به زودی باز کنید .. (خواندن آن حدود 2 ساعت طول می کشد) ... سفر بی ارزش است! کل چشم انداز از درون زندگی حباب (مدرسه خانه با اسکایپ، ارتباطات ایمیل با دنیای خارج، لباس سفارش آنلاین، مادر و حامله به عنوان بهترین دوستان، .... زندگی را از طریق کتاب های خوانده شده)، .. اما هرگز راه رفتن در خارج از درب جلو ... برای سال ها جذاب نیست. شخص چگونه رشد می کند؟ آیا امکان دارد؟ آیا ممکن است تجربه \u0026 amp؛ از عشق به پنجره عشق به پنجره خوشحال می شویم؟ دبیرستان utopia نیست؟ شاید به آنچه که از شما می خواهید بستگی دارد دیدار با مادای: ... خوش بین .... جذاب ...... دختر جوان دوست داشتنی! دیدار با اولی: .... چشم اقیانوس آبی ..... شگفت آور بسیار کامل نیست، ریاضی ویز! در حال سقوط ... جذاب تر می شود ... شارپ، سرگرم کننده، داستان نوجوان ... برای هر کس که یک پیچیدگی کمی دارد ..... و کمی عشق.

مشاهده لینک اصلی
هیچ چیز من را بیش از یک نویسنده که یک اختلال مزمن / auto-immune / immune (که اکثر آنها به اندازه کافی در معرض نور قرار نگرفته اند و اغلب در حال حاضر تصورات غلط و غلطی دارند) انجام می دهند، به طور کامل هیچ تحقیق در مورد بیماری را انجام نمی دهند و آن را متناسب با طرح خود قرار می دهند. من از دیدن چیزهایی که من از آن استفاده می کنم به عنوان یک شوخی در خط پانچ و یا به عنوان یک پیچ و تاب تلخه احمقانه است. آنها فقط به کسانی که واقعا از آنها رنج می برند لطمه می زند. من می خواهم یک کتاب با نمایندگی واقع بینانه و به خوبی تحقیق، از شما بسیار سپاسگزارم. بنابراین اگر هرچیزی کتابی را دوست دارد، یک پیام را برای دختران پیام بفرستد زیرا خوب است: من خطاب نمی کنم و یا نوشتن بد نیست (اگر بخواهم آن را بخوانم، آن را نمیتوانم ارزیابی کنم) اما استفاده از یک بیماری و اضافه کردن به stigma باعث می شود من واقعا دیوانه. آن را فقط demoralizing برای خواندن در مورد چیزی است که تغییر کرده است و زندگی خود را به شدت به عنوان تحت تاثیر قرار دادن به نظر می رسد مانند آن بود @ همه در سر او @ که یکی از بدترین چیزهایی که رنج می برند گاهی اوقات در روز می شنوید. این همه در سر ما نیست، شما فقط در مورد موضوع بسیار نادان هستید. (در حالی که فکر می کنم او در واقع بیمار است، این دختر به خاطر لحظات زندگی خود را با یک پسر نوجوان رنج می برد؛ او به سختی می داند که می تواند او را بکشد. خط در کتاب @ بزرگترین خطر است که یکی را ندارد. @ خوب. بنابراین اگر شما زندگی خود را در معرض خطر قرار ندهید، زندگی شما نیست؟ به عنوان یک فرد مبتلا به بیماری های مزمن که یک بیماری مضر است، می بینید که در حال حرکت است و پیامی نیست که هرگز نپسندیده است. در واقع این واقعیت است که مادرش بیماری را به خاطر دارد @ protect @ دخترش از جهان فقط طعم بدی را در دهان چگونه در مورد یک کتاب با یک دختر با SCID که روابط عاشقانه است که خطر ابتلا به او را نمی کشد و او به پایان می رسد زندگی یک زندگی شاد و تحقق یافته است؟ منظورم اینه که فقط اون رو گذاشتم یک اپراتور بزرگ که همه چیز با رویکرد غیرواقعی مطابقت دارد. (مخفی کردن اسپویلر)] من به هیچ وجه به شما متناقض اگر شما این کتاب را دوست دارید! شما حق دارید که این را دوست داشته باشید و من خوشحالم که لذت بردن از این کتاب را پیدا کردید! موضوع من این است که نویسنده نام یک بیماری واقعی را نام برد و سپس آنرا پیچید و متناسب با روایت خودش بود و به اشتباهات اضافه شده بود. متفرقه 17/27/17: فکر کردم من یک شخصیت خوب نوشته شده و آموزنده را توسط شخصی که در زمینه ایمنی خودکار کار می کند. او موضع مشابهی دارد و توانست نقطه نظرش را نسبت به من بهتر کند. خط خاصی که من را مانند یک مشت زدن به من نشان داد: برای ارسال یک پیام دیگر: پایان دادن به شادی برای افراد بیمار نیست. افراد بیمار سزاوار عشق هستند. افراد بیمار سزاوار پایان خوش هستند. بیماران مبتلا به سقط جنین خود را از ابتدا تا انتها محسوب می کنند. @ نمی توان گفت که بهتر است خودم را بپردازم، با تشکر Dana Ewachow. خواندن مقاله اینجا

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب همه چیز همه چیز


 کتاب صفر به یک
 کتاب جزیره کامینو
 کتاب کودک خاموش
 کتاب تئوری انتخاب در اتاق مشاوره
 کتاب واقع نگری
 کتاب صندلی راننده