کتاب پیک نیک کنار جاده

اثر آرکادی استروگاتسکی و بوریس استروگاتسکی از انتشارات کتابسرای تندیس - مترجم: فربد آذسن-جدید ترین کتاب ها

شوشارت سرخ یک قاتل است، یکی از آن شورشیان جوان که، به رغم خطر شدید، مجبور شدند به طور غیرقانونی به منطقه وارد شوند تا مصنوعات مرموزی را که بازدیدکنندگان بیگانه پراکنده اند، جمع آوری کنند. زندگی او تحت تأثیر مکان و بازار سیاه در حال رشد در محصولات بیگانه است. اما زمانی که او و دوستش کریل به منطقه می آیند تا "کامل خالی" بیاورند، چیزی اشتباه می رود. و اخبار او را از دوست دخترش پس از بازگشت خود را می سازد، اجتناب ناپذیر است که او به عقب به منطقه، دوباره و دوباره، تا زمانی که او را به تمام مشکلات خود را پیدا کند.


خرید کتاب پیک نیک کنار جاده
جستجوی کتاب پیک نیک کنار جاده در گودریدز

معرفی کتاب پیک نیک کنار جاده از نگاه کاربران
نویسندگان SF معمولا به تماس های بیگانه در شرایط بزرگ نگاه می کنند، اما برادران Strugatsky به جای آن تعجب می کنند، @ اگر چه بیشتر شبیه یک پیک نیک کنار جاده ای است @ بیگانگان از طریق فضایی می روند و باید طلسم را ببندند و به Terra بروند، برای ناهار، کمی R \u0026 amp؛ R، شاید دود. پس از یک فاصله - با این که طول می کشد برای یک بیگانه برای لذت بردن از یک غذا در فضای باز - آنها از سیاره بی علاقه ما بلند شدن، احتمالا هرگز به بازگشت، ترک عقب ستاره وایایگر معادل از مخازن خالی آبجو، چنگال پلاستیکی، دستمال کاغذی، باسن سیگار، و شاید یک نوشیدنی مضر یا دو. این کتاب داستان ستارگان @ قاچاقچیان است که به منطقه می آیند تا بعضی از این مصنوعات خطرناک و نهایتا سردرگمی را برای فروش در بازار سیاه به ارمغان بیاورند. این کتاب به عنوان یک ماجراجویی ساده و بی نظیر ساخته شده توسط کارگردانی تخیلی از منطقه و مصنوعات آن (Strugatskys فقط جزئیات دقیق را برای تعریف مکان و ایجاد خلق و خوی، هرگز بیشتر اضافه می کند) اما آن را عمیق تر و غنی تر می کند، همانطور که ما بیشتر در مورد قرمز و stalkers، چیزی که آنها در معرض خطر و چه بسیار آنها از دست داده اند اوج لذت بردن است؛ زیرا ما در آخرین مأموریت ما قهرمان خود را دنبال می کنیم، او را انتخاب می کنیم که از لحاظ اخلاقی محکم است، مرتکب جرم بزرگی می شود، و هنوز خود را به طور کامل به انسان نشان می دهد و در پایین - اساسا خوب است.

مشاهده لینک اصلی
وقتی مردم درباره ادبیات ویژه @ ویژه @ صحبت می کنند، من تمایل دارم آن را به عنوان یکی دیگر از نقطه سردرگمی @ Westerners @ با هر چیز اسلاویک تمایل دارند. اما زمانی که سعی کردم توضیح احساس این کتاب را به من نشان دهم به چند @ Westerners @ من ناگهان متوجه شدم که فقط @ احساس * به طوری که اساسا روسی @ در واقع می تواند توصیف معتبر است که شامل ابهام جستجو روح، پیگیری حقیقت عمیق در غم و اندوه نور، ناراحتی ناخوشایند اما فاقد پاسخ به شکاف واضح بین حق و اشتباه و قلب شکستهscream of soul @ است. این یک داستان از پیامدهای بیگانگان برای دیدن سیاره ما است. خوب، یک بازدید ممکن است بیش از حد یک کلمه باشد. به نظر می رسد ناامید کننده به نظر می رسد که بازدید کننده های فضایی توجه ما را کمی؛ که دیدار آنها در اینجا کوچک بود، اما یک پیک نیکroadside @ - یک توقف سریع در وسط هیچ جا، یک تعطیلات پس از آن که آنها را ترک کرد تا هرگز دیده می شود دوباره، و تنها کمی از پس انداز پشت سر آنها - اقلام به ارزش کمی پول و منطقه سمی - Zone¹ - جایی که انسانها نمیتوانند زنده بمانند، جایی که اثرات نامرئی چیزی در داخل آن، زخم های دائمی (ذهنی و فیزیکی) را به کسانی که شجاع (یا احمقانه) هستند، به اندازه کافی درگیر می کنند. ¹ برای من دشوار بود اعتقاد بر این است که این کتاب سالها قبل از انفجار فاجعه بار در نیروگاه هسته ای چرنوبیل نوشته شده است - انفجاری که یک @ Zone @ پر از سمی نامرئی مرگبار که در آن و یا نزدیک آن رخ می دهد، با شهر روحانی که یک بار پر از مردم بود و در حال حاضر فقط یک پوسته یک فاجعه است. جای تعجب نیست که در فرهنگ مردمی چرنوبیل و Strugatskys @ stalker @ در هم آمیخته اند.\nناچیز بودن ناخوشایند در ارتباط با قوانین معتبر علمی تخیلی خوب عمل می کند. هیچ ارتباطی، هیچ ارتباطی، هیچ چیز وجود نداشت. به نظر می رسد که علیرغم امید همه نویسندگان علمی تخیلی در طول چند دهه، ما به اطلاعات دیگر جالب توجه نبودیم - در حقیقت، ما احتمالا حتی جالب توجه بودیم. فقط یک مسئله سریع و غیر مستقیم از راه دور و یک دسته از امتناع - که هنوز هم به زندگی مردم در اطراف مناطق مرموز تاثیر می گذارد. \"پیک نیک\" تصویر یک جنگل، یک جاده کشور، یک چمنزار. اتومبیلها از جاده کشور به چمنزار رانده میشوند، گروهی از جوانان از بطری حمل میکنند، سبدهای غذایی، رادیوهای ترانزیستور و دوربینها. آنها نور آتش، چادر زمین، موسیقی را روشن کنید. صبح آنها را ترک می کنند حیوانات، پرندگان و حشراتی که در طول شب وحشت تماشا می کنند از مکان های مخفی خود خارج می شوند. و چه می بینند؟ شاخه های قدیمی جرقه و فیلترهای قدیمی در اطراف ... شیب ها، لامپ های سوخته و آچار میمون پشت سر گذاشت ... و البته، بطری، دستمال سفره، دستبند مردانه، روزنامه ها، سکه ها، گل های فاسد برداشت شده در چمنزار های دیگر پاره شده است.\nنادیده گرفتن بنیادگرایی، نادیده گرفتن شخصیت اصلی است. قرمز شوهارت یک @ stalker @ - a @ riffraff است که به سرعت به منطقه میرود تا قاچاق مصنوعات بیگانه را که در بازار سیاه محسوب میشوند، بدون توجه به نیاز به زندگی در خارج از قانون، همیشه در معرض خطر وحشتناک عوارض جانبی یا مرگ در داخل و زندان در خارج از کشور. او چیزی را که او برای اهداف عالم نمی کند، انجام می دهد، اما به سادگی دلیل دیگری دارد. او مرد معمولی است، عادی، بی معنی، متوسط، سخت زندگی شده است. اهداف او شایسته نیست - فقط بقای. در زندگی او یک غذای پایدار است. آن را چند بار مشخص شده است که چگونه قرمز غیر قابل توجه است - و شاید دقیقا به همین دلیل است که اوضاع خود را چنین تجدید نظر به ما است. پس از همه، علی رغم bravado، بسیاری از ما هیچ توهمی از اهمیت خودمان را در طرح بزرگ از چیزهای. بازدید از منطقه است که ما با قرمز و همراهان او کمتر cynical و گسترده تر چشم انداز - اولین مریض Kirill ، و به همین ترتیب آرتور نابینا - به طرز شگفت انگیزی خشمگین هستند. آن چیزی نیست که اتفاق بیفتد - آن را در مورد امکان چیزی ناشناخته اما هنوز وحشتناک اتفاق می افتد، اعصاب به طور کامل در لبه مجموعه، uneasiness پیش بینی تنش. شما می توانید شخصیت ها را در آستانه تکان دادن احساس کنید و احساس ناخوشایندی در همه جا وجود داشته باشد. بله، در حقیقت روسیه و شوروی، سیاست در پس زمینه این داستان بسیار حائز اهمیت است، حتی اگر آن را ظاهرا غیر سیاسی نامید. ایده کوچکی که توسطbigger چیزهایی که @ در دسترس آنها قرار دارند تحت تأثیر قرار می گیرد. هشدار از ما قادر به درک و درک حتی از امتناع از تمدن بیرونی است. فساد بی پایان که همیشه تقریبا به طور خود به خود به وجود می آید. این هواپیمای بدون سرنشین دچار ناامیدی است که فقط در ماشین جابجا می شود. تسخیر جامعه. تلخی یک فرد کوچک وقتی که با چیزی بزرگتر مواجه می شود، آن است که دیگر جهان ها یا دولت یا قدرت هایی که ما نمی فهمیم و یا بشریت خودمان. و در عین حال چیزی است که در پایان امید وجود دارد - یا در مورد فکر دیگر، شاید وجود دارد ...

مشاهده لینک اصلی
هوش هوش شخصیت انسان است که فعالیت خود را از حیوانات جدا می کند. این یک نوع تلاش برای تمسخر استاد از سگ است، که به نظر می رسد همه چیز را درک می کند، اما نمی تواند صحبت کند. با این حال، این تعریف بی اهمیت منجر به عقلانی تر می شود. آنها بر اساس مشاهدات افسرده از فعالیت های انسانی ذکر شده است. به عنوان مثال: هوش، توانایی یک موجود زنده برای انجام کار بی معنی یا غیر طبیعی است. \"ما این را به ما می رسانیم\". یک فیلم 1979 توسط آندره تارکوفسکی بر پایه پیک نیک کنار جاده ای وجود دارد. فیلمنامه توسط Arkady و Boris Strugatsky است. البته، باید مجبور به تماشای آن باشیم. ردریک â € œRedâ € Schuhart قاتل است. او یکی از معدود افراد دیوانه ای است که به «منطقه» می رود. سی سال پیش بیگانگان از زمین دیدن کردند. آنها در شش مکان مختلف فرود آمدند. یک لحظه آویزان شد و بلند شد. آنها ما را نادیده میگیرند.چرا این ماجرا؟ در اینجا، ما هوشمندترین گونه ای هستیم که تا به حال در این سیاره در حال تکامل است (قابل بحث است) و لحظه ای بزرگ وقتی اتفاق می افتد که یکی دیگر، به وضوح گونه های هوشمند برای دیدار می آید، و مانند شاهزاده پروانه و پادشاه رقص بزرگ شما فکر می کنید ما فقط اشکالات بود. حتی ارزش یک تحقیق یا محاسبه خوب نیست. در این مناطق آنها پس از زباله ها کنار گذاشته می شوند، به عنوان یک دانشمند، آنها فقط برای یک پیک نیک کنار جاده متوقف شده اند. آنها همچنین پشت تله ها را ترک کردند. چیز غیر قابل توضیح است چیزهایی که علم حتی نشانه گذاری مشکل است. یک مثال این است که قرمز یک تله اشکال را می نامد، اما آن را «چیز دیگر» نامیده است. چهره اش کاملا آرام شده است، شما می توانید ببینید همه چیز را فهمیده اید. آنها همه مثل آن هستند، تخم مرغ. مهمترین چیز برای آنها این است که نام خود را بنویسید. تا زمانی که او با یکی از آنها صحبت کند، احساس می کنید واقعا برای او متاسف هستید، او به نظر می رسد خیلی از دست رفته است. اما هنگامی که او یک برچسب مانند â € ~graviconcentrate پیدا می کند، او فکر می کند که همه آن را فاش کرده و حق را به دست آورده است. \"استاکر ها افرادی هستند که به منطقه می روند و اشیاء را بازی می کنند. آنها سپس پول نقد را در بازار سیاه فروختند. آنها نیاز به بازپرداخت بزرگی دارند؛ زیرا هر بار که آنها به منطقه می روند، آنها در معرض خطر زندگی یا اندام هستند (این لجن است که استخوان ها را ذوب می کند و در نهایت تبدیل همه چیز را به لجن بیشتر می کند). بیشتر ستارگان اصلی مرده اند. اجساد آنها زمینه چشم انداز منطقه را فراهم می کند که راهنمای آن ها را در اختیار شما قرار می دهد. این منطقه کاری برای آنها انجام می دهد. بچه های آنها mutants هستند. کودک Redâ € ™ ثانیه کمتر و کمتر انسان به عنوان او رشد می کند و چیزی ناشناخته، غیر قابل شناخت می شود. مردم این منطقه نمی توانند مهاجرت کنند؛ چرا که فاجعه های عجیب و غریب در مکان هایی که به آن حرکت می کنند اتفاق می افتند. این منطقه متعلق به آنهاست. با این حال، قرمز باید فقط به ساکن شدن و دریافت یک کار واقعی، یک کار امن است. â € اما چگونه می توانم یک استالکر را متوقف کنم وقتی یک خانواده برای تغذیه دارم؟ شغل بگیرید؟ و من نمیخواهم برای شما کار کنم، کار شما باعث می شود من بخواهم شما را درک کنم؟ اگر یک مرد شغلی داشته باشد، همیشه برای کسی کار می کند، او برده داری، هیچ چیز دیگری - و من همیشه می خواستم رئیس خودم، مرد خودم باشد، به طوری که من نمی دانم ™ T باید به لعنت در مورد هر کس دیگری، در مورد گرمای خود و خستگی خود را. \"علاوه بر اینکه خطرناک است، کار به عنوان یک stalker نیز غیرقانونی است. او به زودی خود را در یکی از آخرین ماموریت برای یک حوزه طلایی که او باید پیدا کند قبل از ربات های دولتی وجود دارد برای اولین بار. در مورد بیش از پول فقط. این در مورد دور زدن همه ممکن است حتی خود. Arkady و Boris Strugatsky نویسندگان داستان علمی تخیلی روسیه بودند که موفق به انتشار بسیاری از آنچه که آنها حتی تحت سانسور سنگین اتحاد جماهیر شوروی نوشته بودند. اورسولا K. Le Guin در جلو به خوبی توضیح می دهد. â € آنچه که آنها انجام دادند، که من آن را بیشتر قابل تحسین کردم و اکنون هم اکنون انجام می شود، این بود که بنویسیم به شرط اینکه بی تفاوت به ایدئولوژی بود - چیزی که بسیاری از نویسندگان ما در دموکراسی های غربی به سختی انجام دادند. به عنوان مردان آزاد نوشت نوشتند. آنها تلاش کردند تا پیکنیک جاده را منتشر کنند. Arkady یک لیست از تمام نامه ها و درخواست ها را که بین کمیته های مختلف روسیه در تلاش برای تایید رد و بدل شده بود، در لیست است. â € هشت سال. چهارده نامه به کمیته مرکزی â € ~bigâ € ™ و â € ~littleâ €. دو صد اصلاح متن تضعیف شده. مقدار غیرمنتظره انرژی عصبی بر روی چیزهای بی اهمیت هدر رفت ... بله، نویسندگان غلبه کردند؛ در اینجا هیچ مشکلی با آن وجود ندارد. اما این یک پیروزی پیروزی بود. \"Arkady و Boris Strugatsky این کتاب در سال 1972 به زبان روسی منتشر شد و در سال 1977 به زبان انگلیسی ترجمه شد. این نسخه که خواندم، یک ترجمه جدید با تمام متن اصلی است، همانطور که نویسندگان قصد داشتند، بازگردانده شوند . همانطور که در بالا ذکر شد، فیلم 1979 وجود دارد. این کتاب همچنین یک بازی ویدیویی به نام الهام گرفته است. S.T.A.L.K.E.R.I کاملا این مفهوم را دوست دارم. هالیوود زمان زیادی را صرف نگرانی ما در مورد بیگانگان که به زمین می آیند برای بردگی ما، سرقت منابع طبیعی ما، برداشتن سیاره، استفاده از ما به عنوان انکوباتورها برای تولید آنها و غیره. ما به طور کامل آماده نادیده گرفتن نیستیم. ما واقعا دوست نداریم نادیده بگیریم. این کتاب را می توان در سطوح مختلف خواند. لذت بردن سریع در حال خواندن در سطح اساسی است. برای کسانی که دوست دارند ...

مشاهده لینک اصلی
من بازی های ویدئویی را در حال حاضر بازی می کنم، اما من از اینکه در آنها خوب هستم مراقبت نمی کنم. من در مورد مهارت هایم رقابت نمی کنم. من به داستان، شخصیت ها و جهان علاقه مند هستم. پس از یک سری از شکستهای ناخوشایند، من از یک دوست ناامید شدم. من نمیخواهم وقت زیادی را صرف تمرین و تبدیل شدن به یک متخصص کنم تا داستان را ادامه دهم. مثل این است که مجبور به خواندن یک صفحه از کتاب بیش از حد تا زمانی که من آن را درست کردم و می تواند به پایان برسد! @ @ آیا این دقیقا همان چیزی است که شما وقت خود را با کتاب انجام می شود؟ @ او پاسخ داد،Havent شما راجر ایبرت، تحلیلگر ادبیات، به تازگی توضیح داده است: «در حالی که بسیاری از شما احتمالا می دانید، مقاله ای اعلام کرد که بازی های ویدئویی هرگز نمی توانند هنر باشند. به طور پیش بینی شده، این منجر به عقب افتادگی بزرگ، باز کردن یک بحث بزرگ و خشن. ایبرت، خسته از مرکز این بحث، پاسخی را دنبال کرد که در آن او اعلام کرد که هیچ تعریفی برای هنر ندارد که بازی های ویدئویی را رد کند، که او آنها را بازی نکرده بود و از این رو، در هیچ موقعیتی نباید قضاوت کرد، اما او نتوانست بیانیه خود را بیابد. من مقالات را خوانده ام و با Tycho از بازی پنی موافق هستم که ابرت هرگز هیچ استدلالی را مطرح نکرده است. از آنجایی که ایبرت بازی های ویدئویی را نمی داند، هرگز چیزی را نمی گوید که آنها را به عنوان هنر محروم سازد. فقط به این دلیل که آنها به عنوان ماشین های ساده ساده شروع به کار کردند، به این معنا نیست که آنها هنر را ندیده می گیرند، اما پس از همه، فیلم ها شروع می شوند. متأسفانه، من احساس نمی کنم که مدافعان بازی های ویدئویی به عنوان هنری کارهای بزرگی انجام داده اند، هر دو، و من کلیدی Santiagos را به نمایش گذاشتم که نمایش TED بسیار ساده و پر از اشتباهات استدلال است، هرگز واقعا دست زدن به آنچه که هنر را، و یا چرا باید بازی ها را شامل شود. اما من شخصا تجربیات زیادی در زمینه بازی های ویدئویی داشتم که به عنوان لمس، فکری، سرگرم کننده، و زیبایی به عنوان کار در هر رسانه دیگر. در حقیقت، طرح، شخصیت ها، عاشقانه ها و سکانس های اخلاقی سریال Baldurs Gate نه تنها بهتر از بازی های نوازندگی است، بلکه یک اکتشاف قلب آمیز و کامل از فانتزی حماسی هستند که بیشتر نویسندگان مدرن می توانند نام ببرند. Planescape: Torment، توسط ناشرین مشابه، یک اکتشاف بیدرنگ حوادث حقیقی است، با بسیاری از فلسفه ها روبرو است و ماهیت واقعیت و هویت را مطرح می کند. این یک بررسی انقلابی از سبک است که اغلب بیشتر متفکر و ظریف از ایستگاه خیابان Mievilles Perdido است. این بازی ها (و دیگران) ترکیبی از توطئه های پیچیده و متفکرانه، شخصیت های روان شناختی عمیق است که در سراسر داستان، گرافیک زیبا، موسیقی، فیلم، اکتشافات فلسفی و طنز برای ایجاد چشم اندازهای منحصر به فرد از تجربیات انسانی. ایبرت می پرسد آیا ما می توانیم به بازی هایی که به عنوان بزرگترین آثار هنری خوب هستند اشاره کنیم. شاید نه - اما پس از آن، بازی های ویدئویی تنها در حدود سی سال بوده است، و Id می شود به نام رمان از سی سال گذشته که به عنوان بزرگترین آثار ادبی است. بدیهی است، بازی های ویدئویی وجود دارد که از بسیاری از آثار هنری از رسانه های دیگر برتر هستند. یکی از این بازی ها S.T.A.L.K.E.R. است که بر پایه کتاب Strugatsys (که در نهایت جایی گرفته می شود) است. من در این بازی بازی کردم و از آن لذت بردم، همه چیز بدون دانستن چیزی درباره کتاب که الهام بخش آن بود. این بازی یکی از داستان های نگرانکننده و وحشتناک من است که تا به حال از طریق، در هر رسانه ای است. ساخت و ساز ناخوشایند این بازی بیش از هر فیلم یا کتاب ترسناک من را تحت تاثیر قرار داد. به عنوان یک دوری، تنها، جهان پس از آخرالزمانی، من آن را خیلی بیشتر لمس کردن از جاده (که ابرت به عنوان مثال از هنر مدرن را نگه می دارد). اما برای من، بازی های ویدئویی هرگز در مورد پازل، دعوا، برنده شدن یا از دست دادن؛ آن را در مورد داستان، تجربه، لحظات آرام که جهان را تعریف می کنند: شما در نور خورشید صبح زود آتش می گیرید، خسته می شوید، ذهن شما از یک آتش سوزی در تاریکی بی حس می شود، در میان گروهی گریخته است از مردان عصبی که در جنبش نیمه شلیک کردند. یک جفت انگشتی و جسد هنوز خالی است. یک بار باران مینشیند شما یک لحظه به آرامی می نشینید، تماشای علف کشیدن، فقط اجازه می دهید همه چیز از بین برود. شما به آتش می روید در اینجا، در کنار شما زمین، نیمه در خاک خشک شده است جمجمه، یک لوزه است. @ آره من هم همینطور @ شما فکر می کنید\nبنابراین، همانطور که من با هر داستان ای که دوست می دارم انجام می دهم، ریشه ها و الهام گرفتن از بازی ها را امتحان کردم، امیدوار بودم آن را به چیزی شبیه لذت برسانم. کدام یک از فیلمهای تارکوفسکی را یافتم که یکی از موارد مورد علاقه من بوده است و من ترجیح می دهم به سولاریس شناخته شده تر بگردم و من را به پیک نیک کنار جاده هدایت کنم؟ سفر به عقب در طول زمان از الهام بخش ترین بازگشت به منبع. چنین تنظیم جالبی برای من، چنین بی عیب و نقصی در تعامل بیگانه است. این خیلی غیرمنتظره است، تا آنجا که از راه دور است، که به نظر من بسیار واقعی تر و بسیار قابل درک تر از مردان در لباس های لاستیکی است که جنگ فضایی دارند. این چیزی است که می گویند، قابل فهم نیست، یکی دیگر از چیزهایی است که نمی توانیم درک کنیم ...

مشاهده لینک اصلی
روسیه SCI-FI.I فکر می کنم توصیف دقیق تر بود دوران اتحاد جماهیر شوروی SCI-FI به عنوان ظاهرا برادران Strugatsky بود کاملا زمان آن را سانسور گذشته و منتشر شده است. یکی از اینها شگفت زده می شود که رمان های 145 صفحه ای به عنوان یک شخصیت تلستویی شروع شده اند و بقیه آن را در جلوی سردار رفیق قرار داده اند. این یک رویکرد بسیار جدید برای اولین داستان تماس است. این عنوان از این ایده گرفته می شود که مصنوعات بیگانه که در سراسر جهان در سرتاسر جهان باقی مانده اند به طور عمدی به سمت چپ نمانده اند، بلکه به جای تعطیلی یک توقف کوتاه کهکشانی در پشت سرخط Terra در جایی دیگر است. ایده های دیگر در مورد بیگانگان و آنچه آنها پشت سر گذاشتند و چرا. از دیدگاه «استالکار» - نوعی آشکارساز یا آدمکشی که به مناطق وارد شده برای جمع آوری آثار و فروش آنها می پردازد. این کار خطرناکی است؛ زیرا این مناطق رادیواکتیو یا جادویی هستند یا چیزی مانند بیماری، جهش و مرگ، کوچه و خیابان های خالی را در یک سال پیش از وقوع حادثه ی چرنوبیل پس از انتشار این مطلب منتشر می کنند. طرفداران SF مقایسه هایی با Frederik Pohlâ € ™ s به دلیل جمع آوری سودآور اما خطرناک از آثار بیگانه، Gateway رمان جدید 1977. اما در حالی که رمان Pohl سخت SF بود، این زیربخش روحانی روانشناسی روانشناسی افسردگی و درون نظم غم انگیز بود. این بسیار تاثیرگذار بود و حتی حاوی مرجع Vonnegut بود؛ یک کلاسیک در سبک و باید برای طرفداران بخواند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب پیک نیک کنار جاده


 کتاب زندگی خود را طراحی کنید
 کتاب به خونسردی
 کتاب سقلمه
 کتاب ما اینجا زندگی می کنیم
 کتاب نامه های رز
 کتاب لارز