کتاب کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند

اثر دونا لئون از انتشارات چترنگ - مترجم: سبا هاشمی نسب-جدید ترین کتاب ها

چند كتاب ارزشمند از كتابخانه معتبری در قلب ونيز ناپديد می‌شوند. كاركنان كتابخانه بر اين باورند كه محققی آمريكايی آن‌ها را دزديده است؛ اما برونتی به اين نتيجه می‌رسد كه او نمی‌تواند به تنهايی اين كار را كرده باشد. طی بازجويی برخی از مراجعان مرموز كتابخانه، برونتی در ورطه‌ی رازهای شوم بازار سياه كتاب‌های عتيقه می‌افتد و وقتی پرونده وارد مرحله‌ی دهشتناك‌تری می‌شود، برونتی چاره‌ای به جز زير و رو كردن صفحاتی از گذشته، برای بر ملا كردن حقيقتی مخوف ندارد...


خرید کتاب کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند
جستجوی کتاب کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند در گودریدز

معرفی کتاب کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند از نگاه کاربران
مه من آن را دوست نداشتم، اما نمی توانم بگویم من با این کتاب راضی هستم. کاراکترها خیلی تخت بودند، Brunetti به نظر می رسید غالبا نادان و آهسته بود و پایان خیلی ساده بود.

مشاهده لینک اصلی
آخرین دانا لئون من می خواهم اتلاف وقت خود را به خواندن. بسیار نازک و بدون رنگ معمولی است. فکر می کنم وقت آن رسیده است که Commissario بازنشسته شود!

مشاهده لینک اصلی
یکی دیگر از رمان دانا لئون عمیقا لذت بخش است، با مشاهدات سرودونی که در آن نویسنده برجسته تر است. من به خصوص از سالو باز خودم لذت بردم: اختلاف بین دو راننده تاکسی آب در طول یک کرایه تا فرودگاه، یک مجروح را ترک می کند و مسافران آمریکایی پرواز خود را از دست می دهند. Brunetti می دانست، اما نمی توانست اثبات کند که چه اتفاقی افتاده است: حمل کننده به یک تاکسی عبور کرده است تا او به جای نگهبان، یک درصد از کرایه را دریافت کند. عواقب آن آشکار شد: هیچکس به حقیقت نمی گوید، و آمریکایی ها نمی فهمند که چه اتفاقی افتاده است. همانطور که او این فکر را سرگرم کرد، برونتی لحظه ای از تمایل خود برای قهوه جدا شد و متوقف شد تا ببیند آیا احتمالا برخی از توضیحات کیهانی تاریخ تاریخ جاری را به خود جلب کرده است. (ص 2) اما این یک داستان در مورد کتاب ها، جمع، کتابخانه ها و غارت است. سرقت از کتاب ها و صفحات کتاب های (\"داستانی\") \"Biblioteca Merulaâ\" در ونیز که Brunetti برای تحقیق دعوت شده بود، احتمالا توسط غارت از Billioteca Girolamini در ناپل الهام گرفته شده بود: Brunetti و همکارش کلودیا گریفون در مورد این جرم واقعی \"این باعث می شود که ما سنگ را بپوشانیم\") به خاطر اینکه خانه Franchini را در کاستلهو در ونیز مأیوس می کنند. همانطور که در سری لویس Commissario Brunetti، مناظر، صداها و عطرهای ونیز به طرز دلگرمی فراوانی یافته است . یکی از اینها نمیتواند کمک کند اما از توصیفهای عمیق تری از Brunetti لذت ببرید.

مشاهده لینک اصلی
خواندن یک کتاب Guido Brunetti توسط دونا لئون مانند در حال رفتن به یک دوست قدیمی و درک می کند که زمان مداخله دوستی شما را کاهش نمی دهد. این خیلی داستان شخصیتی است. جنایات، سرقت کتاب های نادر و قتل، به طور متوسط ​​به تعاملات حرفه ای، خانوادگی و اجتماعی Brunettis می پردازد. احساس کردم این داستان کمی در نقاط است، اما هرگز به اندازه کافی برای ایجاد کتاب لذت بخش تر نیست. در این مورد، برخی از کتاب های نادر و صفحات دیگران از یک کتابخانه خصوصی توسط چیزی که به نظر می رسد یک دزد حرفه ای است، به سرقت رفته است. لئون از این طرح به عنوان فرصتی برای نشان دادن شخصیت هایش استفاده می کند که تراژدی از دست دادن نشریات ارزشمند تاریخی در کنار بسیاری از ایتالیایی ها، برخی در دولت و اجرای قانون، که این خرابات را تسهیل می کنند. به عنوان کسی که مظنون نیست اما شناخته شده است در کتابخانه کشته شده است، Brunetti کشف دامنه کامل از سرقت. همانطور که او برای حل هر دو اسرار کار می کند، او به موانع اداری عادی وارد می شود که ایتالیا آلوده است، اما همچنین از تماس های شخصی خود برای بستن پرونده استفاده می کند. در بعضی موارد، این کتاب یک روال پلیس است، اما فقط اگر یک ایتالیایی در ونیز کار کند. از آنجایی که ایو بعضی وقت ها در ونیز گذراند، من نیز از توضیحات لئون ها از ونیز و محله های آن استفاده می کنم، چون برونتی اغلب به جاهای دیگری هدایت می شود. من توصیه می کنم این کتاب را با هشدار که خواننده ممکن است بیشتر از آن لذت ببرید اگر او برخی از کتاب های قبلی در سری اول بخواند.

مشاهده لینک اصلی
قبل از صحبت در مورد رمان خودم، من می خواهم به کار ناخوشایند ناشر بپردازم. تایپوگرافی در نسخه ایالات متحده، منتشر شده توسط Grove Atlantic، در میان بدترین مواردی بود که تاکنون دیده ام. به نظر می رسید که توسط یک دانش آموز دبیرستان به خصوص با استعداد انجام شده بود. انتخاب فونت بسیار سوال برانگیز بود و ناشر به نظر نمی رسد تفاوت بین آپوستروف ها و نقل قول های مناسب را بداند: آپوستروف تنها شکل از @ quote @ characters است که در هر جای کتاب استفاده می شود. این مسخرست. من آن را @ amateur @ می نامم، مگر آنکه امامان معمولا درباره کیفیت آنچه که دارند انجام می دهند، و Grove Atlantic به صراحت نمی باشد. این خصوصا غم انگیز است، زیرا این یک کتاب در مورد کتاب های نادر و زیبا است (اگر چه بیشتر در مورد آن در یک لحظه ) Brunetti در جستجو برای سرقت کتاب های نادر و صفحات تنها از یک کتابخانه در نزدیکی آکادمی است. ظاهرا دزد یک آمریکایی است که مدارک تحصیلی کاذب را برای کتابخانه به دست آورده است. در جریان تحقیقاتش متوجه می شود که بسیاری از کتابخانه های دیگر نیز به همین ترتیب غارت شده اند و همچنین مجموعه های خصوصی. به زودی شاهد احتمالی به صورت وحشیانه ای کشته می شود و تحقیق در مورد این قتل منجر به برخی از نکته های غیرمنتظره می شود. من فکر نمی کنم کاملا غیر منتظره باشد. لئون به زودی یک سرصفحه بسیار قوی ارائه می دهد که حداقل (یا باید) حداقل یکی از مظنونان غیر از دانشمند مرموز باشد. اما به طور عجیب، در جمع بندی شواهد، به نظر می رسد که در مورد این سرنخ فراموش کرده است و جایگزین دیگری است. این واقعا یک چیز خوب در رمان رمز و راز قتل نیست. قواعد خاصی از این ژانر وجود دارد. اول، وقتی که دیده می شود یا به پژوهشگر گفته می شود، تمام شواهد باید خواننده باشد. دوم، و این قانون است که در اینجا نقض شده است، تمام شواهد مربوطه باید زمانی که محقق در رابطه با مجرمان را متوقف کند تحمل کند. اما دیگران وجود داشتند. در اوایل رمان، لئون هر دو شخصی بود که کتاب را به کتابخانه اهدا کرد و رئیس کتابخانه تقریبا دقیقا همان کلمات را بیان می کرد - به ویژه اینکه بین کتاب ها به عنوان متن و کتاب به عنوان اشیاء تمایز می یافت. هیچ شخصیتی به این موضوع اشاره نکرد، و برونتی، که این کلمات را از دو نفر مختلف شنیدند، هیچ نظری در مورد این واقعیت نداشتند. برای من به نظر می رسد مانند یک نوع کپی-رب-فراموش کردن خطا. این باید توسط نویسنده یا، در غیر این صورت، ناشر گرفته شود. اما کمال ناشر چیزی است که ما باید آن را به عنوان داده شده است. وجود دارد تعدادی از دیگر شکایت های کوچک nitpicky من می توانم در مورد این رمان را. اما مشکل بزرگی که من با این کتاب داشتم، تحقیق بی نظیری بود که لئون وارد آن شد. اگرچه این داستان به طور ظاهری در مورد کتاب های نادر است، ما کمی بیشتر از یک لیست از چند نسخه کتاب نادر، به رسمیت شناختن هیچ عمق واقعی دانش در زمینه موضوع است. این همان شکایتی بود که من یک سال یا چند سال پیش در مورد Jewels of Paradise داشتم: احساس اینکه تلاش زیادی برای تحقیق مورد نیاز برای نوشتن رمان انجام نشده بود. در یک نقطه از داستان او Brunetti رفتن به ویکیپدیا برای انجام چند دقیقه تحقیق؛ این کمی عجیب بود، چرا که تنها چند صفحهای پیش از آن من متوجه شدم که آیا این تحقیق را انجام داده است یا خیر. این رمان واقعا کوتاه است. ناشر تلاش کرد با استفاده از حاشیه های فوق العاده بزرگ چاپی و مسخره گسترده، و همچنین با اضافه کردن یک عدد غیر معمول صفحات خالی، این را پنهان کند. من آن را اثرlate رابرت پارکر اثر @ می نامم - بعضی از شما می دانید منظور من چیست. من فرض میکنم که کوتاه بودن رمان در بخشی به دلیل کمبود تلاش لئون در این کتاب است. به نظر میرسد که همه چیز کمی سخت است. در حقیقت، من عمدتا از این کتاب لذت بردم. این در حال حاضر نزدیک به استاندارد مجموعه ای از بهترین این سری بود، اما در نظر گرفته شده در خود آن را بسیار خوب خوانده است. اما من فکر می کنم که نزدیک به پایان این سری بود، و لئون از آن خسته شده است. بنابراین، لذت بردن در حالی که شما می توانید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند


 کتاب شوخی های کیهانی
 کتاب 48 قانون قدرت
 کتاب زندگی بی دغدغه آمریکایی
 کتاب خشکسالی
 کتاب ادامه بده
 کتاب طوطی فلوبر